گاهی یک اسم فراموش میشود، گاهی قرار یک روز قبل، مسیر همیشگی خانه یا حتی چهرهای که سالها آشنا بوده است. فراموش کردن بخشی از زندگی روزمره انسان است، اما زمانی که این فراموشی تکرار میشود و آرامآرام تواناییهای فرد برای انجام کارهای معمول زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد، دیگر نمیتوان آن را تنها به حساب افزایش سن گذاشت. ۲۱ سپتامبر، روز جهانی آلزایمر و دمانس، فرصتی برای توجه بیشتر به بیماریهایی است که نهتنها فرد مبتلا، بلکه خانواده و اطرافیان او را نیز درگیر میکند، بیماری که ممکن است از یک فراموشی ساده آغاز شوند اما در ادامه، حافظه، قدرت تصمیمگیری، زبان، شناخت محیط و انجام فعالیتهای روزمره را تحت تأثیر قرار دهند. دمانس نام یک بیماری واحد نیست، بلکه اصطلاحی برای مجموعهای از علائم ناشی از اختلالات مختلف مغزی است. آلزایمر نیز شایعترین علت دمانس به شمار میرود، با این حال، هر فرد مبتلا به دمانس لزوماً به آلزایمر مبتلا نیست و انواع دیگری از بیماریهای مغزی نیز میتوانند موجب بروز علائم دمانس شوند. آنچه اهمیت دارد، شناخت تفاوت میان فراموشیهای معمول و نشانههایی است که نیاز به بررسی پزشکی دارند. فراموش کردن گاهبهگاه یک نام یا جای کلیدها لزوماً نشانه بیماری نیست، اما تکرار پرسشها، گم کردن مسیرهای آشنا، دشواری در انجام کارهایی که فرد سالها بهطور مستقل انجام داده، اختلال در گفتار و پیدا کردن واژهها یا تغییرات محسوس در رفتار و قضاوت، میتواند زنگ هشداری برای مراجعه به پزشک باشد. یک متخصص مغز و اعصاب و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در گفتوگو با ایسنا با تشریح نشانههای بیماری آلزایمر، عوامل مؤثر در بروز و راههای مدیریت آن، گفت: فراموشیهای مکرر و پیشرونده که عملکرد روزمره فرد را مختل میکنند، نیازمند بررسی پزشکی هستند و تشخیص زودهنگام میتواند به کنترل بهتر بیماری و حفظ کیفیت زندگی بیمار کمک کند. دکتر حامد آذر، با بیان اینکه آلزایمر شایعترین نوع دمانس یا زوال عقل است، اظهار کرد: آلزایمر یک بیماری پیشرونده مغزی است که در آن تجمع پروتئینهای غیرطبیعی از جمله پلاکهای بتا آمیلوئید و درهمتنیدگیهای تاو، موجب آسیب و مرگ سلولهای عصبی میشود. وی افزود: علائم بیماری معمولاً با مشکلات حافظه کوتاهمدت آغاز میشود و به تدریج تواناییهایی مانند تفکر، زبان، قضاوت و جهتیابی و همچنین رفتار فرد را تحت تأثیر قرار میدهد و در مراحل پیشرفته، بیمار ممکن است در انجام فعالیتهای روزمره خود نیز با مشکل مواجه شود. افزایش تعداد مبتلایان همزمان با افزایش طول عمر این متخصص مغز و اعصاب با اشاره به افزایش تعداد مبتلایان به آلزایمر، گفت: یکی از دلایل اصلی این افزایش، بیشتر شدن طول عمر انسانها و در نتیجه افزایش تعداد افراد در سنین بالاتر است، از سوی دیگر، پیشرفت علم و روشهای تشخیصی نیز موجب شده شناسایی بیماران با دقت بیشتری انجام شود. آذر ادامه داد: در ایران نیز آمارها نشاندهنده افزایش موارد ابتلاست و گزارشهایی از وجود حدود یک تا یکونیم میلیون فرد مبتلا منتشر شده است. همچنین برخی گزارشها به کاهش نسبی سن ابتلا و مشاهده موارد بیشتری از بیماری در سنین پایینتر، از جمله پس از دوره کرونا، اشاره دارند که در این زمینه عواملی مانند استرس، اضطراب و انزوای اجتماعی به عنوان عوامل احتمالی مطرح شدهاند. وی با بیان اینکه با سالمند شدن جمعیت ایران، شمار مبتلایان در سالهای آینده میتواند افزایش قابل توجهی داشته باشد، افزود: پیشبینی میشود با روند سالمندی جمعیت، تعداد مبتلایان در دهههای آینده تقریباً دو برابر شود. آلزایمر فقط بیماری سالمندان نیست عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز درباره سن ابتلا به آلزایمر نیز گفت: این بیماری اغلب در سنین بالاتر از ۶۵ سال بروز میکند، اما حدود پنج تا ۱۰ درصد بیماران آلزایمری زیر ۶۵ سال سن دارند که به این موارد «آلزایمر با شروع زودرس» گفته میشود. وی افزود: برخی از این موارد میتوانند علل ارثی داشته باشند، اما در بسیاری از موارد، علت بیماری ارثی نیست و در ایران نیز مواردی از ابتلا در سنین ۴۴ تا ۴۵ سال گزارش شده است. هر فراموشی به معنای آلزایمر نیست آذر با تأکید بر اهمیت تشخیص تفاوت میان فراموشی طبیعی و علائم هشداردهنده آلزایمر، اظهار کرد: همه افراد گاهی بعضی چیزها را فراموش میکنند و این مسئله الزاماً به معنای ابتلا به بیماری نیست، برای مثال اینکه نام فردی برای چند لحظه به یادمان نیاید یا گاهی به دنبال عینک خود بگردیم، به تنهایی نشانه آلزایمر محسوب نمیشود. وی ادامه داد: آنچه اهمیت دارد، فراموشیهایی است که به صورت مکرر اتفاق میافتند، روندی پیشرونده دارند و زندگی فرد را مختل میکنند؛ برای مثال اگر فرد یک سؤال را چندین بار تکرار کند، در مسیرهایی که قبلاً کاملاً با آنها آشنا بوده گم شود یا در انجام کارهایی که سالها به راحتی انجام میداده دچار مشکل شود، این موارد باید جدی گرفته شده و مورد بررسی پزشکی قرار گیرند. سبک زندگی در سلامت مغز نقش دارد این متخصص مغز و اعصاب، کمتحرکی، رژیم غذایی ناسالم و چاقی، دیابت، فشار خون بالا و کلسترول بالا، مصرف سیگار و الکل، انزوای اجتماعی و افسردگی، کمشنوایی و مشکلات بینایی، آلودگی هوا، آسیبهای سر و سطح پایینتر تحصیلات را از جمله عوامل زمینهساز ابتلا به آلزایمر عنوان کرد. وی افزود: بنابراین سبک زندگی فرد میتواند در کاهش یا افزایش خطر ابتلا به آلزایمر نقش مهمی داشته باشد و توجه به فعالیت بدنی، تغذیه مناسب، کنترل بیماریهای زمینهای و حفظ ارتباطات اجتماعی از اهمیت برخوردار است. آلزایمر درمان قطعی ندارد، اما میتوان روند آن را مدیریت کرد آذر با بیان اینکه آلزایمر هنوز درمان کامل و قطعی ندارد، گفت: با تشخیص زودهنگام، مدیریت مناسب بیماری و استفاده از برخی داروها میتوان روند پیشرفت بیماری را کند کرد و به بیمار کمک کرد سالهای بیشتری با کیفیت زندگی بهتر سپری کند. وی درباره مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر نیز اظهار کرد: در مراحل ابتدایی بیماری، بسیاری از بیماران میتوانند در خانه حضور داشته باشند و فعالیتهای روزمره خود را ادامه دهند، اما با پیشرفت بیماری و افزایش نیازهای مراقبتی، ممکن است بیمار به مراقبت مستمر خانواده یا مراقب حرفهای نیاز پیدا کند. تغییر ناگهانی محیط برای بیمار مبتلا به آلزایمر مناسب نیست این متخصص مغز و اعصاب درباره سفر و تغییر محیط زندگی بیماران مبتلا به آلزایمر نیز گفت: تغییر محیط میتواند برای برخی بیماران موجب سردرگمی شود، بنابراین حفظ روال روزمره و آشنایی محیطی اهمیت دارد و تصمیمگیری درباره سفر یا تغییر محل زندگی باید با توجه به شرایط هر بیمار انجام شود. وی درباره اختلالات خواب و بیقراری شبانه بیماران توصیه کرد: ایجاد محیطی آرام، خنک و تاریک برای خواب، جلوگیری از خواب طولانی بیمار در طول روز، دریافت نور کافی در ساعات روز و داشتن فعالیت و تحرک روزانه میتواند به تنظیم خواب بیمار کمک کند. آذر درباره بیاشتهایی یا کاهش تمایل بیماران به غذا نیز اظهار کرد: بهتر است وعدههای غذایی بیمار با حجم کمتر اما در تعداد بیشتر در اختیار او قرار گیرد و برای افزایش اشتها میتوان از غذاهای خوشطعم و متناسب با شرایط بیمار استفاده کرد. وی افزود: توجه به دریافت مواد غذایی و نوشیدنیهای حاوی پروتئین نیز اهمیت دارد و اگر کاهش اشتها یا مشکلات تغذیهای ادامهدار باشد، باید علت آن توسط پزشک بررسی شود. این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز درباره نحوه برخورد با بیمار مبتلا به آلزایمر نیز گفت: آگاه کردن بیمار نسبت به زمان، مکان و افرادی که در اطراف او هستند، میتواند به حفظ جهتیابی کمک کند، اما نحوه این کار باید متناسب با مرحله بیماری و شرایط فرد باشد. وی درباره مدیریت امور مالی و دارایی بیمار نیز اظهار کرد: با پیشرفت بیماری و کاهش توانایی فرد در تصمیمگیری، لازم است خانواده برای مدیریت امور مالی و داراییهای بیمار تمهیدات قانونی و مناسبی در نظر بگیرند و در صورت نیاز از ظرفیت وکیل یا قیم قانونی استفاده کنند. رانندگی برای بسیاری از بیماران در مراحل پیشرفته مناسب نیست آذر درباره امکان رانندگی بیماران مبتلا به آلزایمر نیز گفت: با پیشرفت اختلالات شناختی، تواناییهایی مانند قضاوت، جهتیابی و واکنش مناسب ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد و به همین دلیل در بسیاری از موارد ادامه رانندگی برای بیمار توصیه نمیشود. تصمیمگیری در این زمینه باید بر اساس ارزیابی وضعیت شناختی و عملکردی بیمار انجام شود. وی با اشاره به اهمیت عوامل قلبی و عروقی در سلامت مغز، تأکید کرد: کنترل فشار خون، دیابت، چربی خون، وزن، فعالیت بدنی و سایر عوامل خطر عروقی، علاوه بر سلامت قلب، برای سلامت مغز نیز اهمیت دارد. این متخصص مغز و اعصاب در پایان خاطرنشان کرد: آلزایمر بیماری است که هم بیمار و هم خانواده او را درگیر میکند و آگاهی خانواده از علائم هشداردهنده، مراجعه به موقع برای تشخیص و فراهم کردن محیطی ایمن و منظم برای بیمار، نقش مهمی در مدیریت این بیماری دارد. دمانس بخشی طبیعی از سالمندی نیست فلوشیپ دمانس و دانشیار گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در گفتوگو با ایسنا، با تشریح تفاوت دمانس و بیماری آلزایمر، گفت: دمانس یک بیماری واحد نیست، بلکه مجموعهای از علائم ناشی از بیماریهای مختلف مغزی است و هر فراموشی نیز به معنای ابتلا به آلزایمر نیست. دکتر رضا نقدی با بیان اینکه دمانس یا اختلال عمده شناختی در واقع یک بیماری واحد نیست، اظهار کرد: دمانس به مجموعهای از علائم ناشی از بیماریهای مختلف مغزی گفته میشود که موجب اختلال قابل توجه در حافظه، تفکر، زبان، قضاوت، جهتیابی یا سایر تواناییهای شناختی شده و در نهایت عملکرد روزمره فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. وی افزود: به بیان ساده، زمانی که افت تواناییهای شناختی به اندازهای باشد که استقلال فرد در زندگی روزمره را مختل کند، از اصطلاح دمانس استفاده میکنیم. دمانس میتواند علل مختلفی داشته باشد که از جمله آنها میتوان به بیماری آلزایمر، بیماریهای عروقی مغز، دمانس با اجسام لویی و دمانسهای پیشانی-گیجگاهی اشاره کرد. همچنین در بسیاری از سالمندان بیش از یک عامل بهطور همزمان در ایجاد دمانس نقش دارد. نقدی با اشاره به تفاوت دمانس و آلزایمر، ادامه داد: بیماری آلزایمر یک بیماری مشخص مغزی و شایعترین علت دمانس است و حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد موارد دمانس را تشکیل میدهد بنابراین «دمانس» و «آلزایمر» مترادف نیستند و همه افراد مبتلا به دمانس الزاماً مبتلا به آلزایمر نیستند. وی با تأکید بر اینکه هر فراموشی نشانه بیماری نیست، گفت: نکته مهم در تشخیص، شدت، روند و تأثیر فراموشی بر زندگی روزمره فرد است.برای مثال، اینکه فرد گاهی نام یک فرد را به خاطر نیاورد و بعداً آن را به یاد آورد یا گاهی وسایل خود را جابهجا بگذارد، میتواند در محدوده تغییرات طبیعی حافظه باشد. وی افزود: اما اگر فرد مرتباً یک سؤال را تکرار کند، اتفاقات مهم و اخیر را بهطور مکرر فراموش کند، در پرداخت قبوض یا مدیریت امور مالی دچار مشکل شود، مسیرهای آشنا را گم کند، در انجام کارهایی که سالها بهطور مستقل انجام میداده دچار مشکل شود یا اعضای خانواده متوجه تغییر محسوسی در عملکرد شناختی او شوند، این موارد نیازمند ارزیابی پزشکی است. نقدی با بیان اینکه آلزایمر همیشه فقط با اختلال حافظه شروع نمیشود، اظهار کرد: در برخی افراد، مشکلات زبان و پیدا کردن کلمات، اختلال قضاوت، کاهش توانایی حل مسئله یا اختلال در جهتیابی و تواناییهای دیداری-فضایی میتواند از علائم اولیه باشد. وی همچنین به مرحلهای تحت عنوان اختلال شناختی خفیف یا MCI اشاره کرد و گفت: در این مرحله، فرد نسبت به گذشته دچار افت شناختی قابل توجه شده، اما هنوز استقلال او در فعالیتهای روزمره بهطور اساسی از بین نرفته است.MCI الزاماً به معنای ابتلا به آلزایمر نیست، اما در برخی افراد میتواند مرحلهای پیش از دمانس آلزایمری باشد و نیازمند پیگیری است. نقدی با تأکید بر اینکه فراموشی بهتنهایی به معنای آلزایمر نیست، گفت: با افزایش سن ممکن است سرعت یادگیری و بازیابی اطلاعات کاهش پیدا کند، در حالی که حافظه و عملکرد فرد همچنان در محدوده طبیعی باقی مانده و استقلال او حفظ شود. وی ادامه داد: از سوی دیگر، عوامل متعددی غیر از آلزایمر میتوانند موجب اختلال حافظه شوند که از جمله آنها میتوان به افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب، برخی داروها، مشکلات تیروئید، کمبود برخی ویتامینها، اختلالات متابولیک و برخی بیماریهای عصبی و عروقی اشاره کرد. این متخصص خاطرنشان کرد: به همین دلیل، در مواجهه با شکایت حافظه در یک فرد سالمند، نباید بلافاصله برچسب «آلزایمر» به فرد زده شود و ارزیابی پزشکی برای مشخص کردن علت اختلال اهمیت زیادی دارد. وی با اشاره به اینکه افزایش سن مهمترین عامل خطر شناختهشده برای دمانس است، افزود: با این حال، دمانس بخش طبیعی و اجتنابناپذیر سالمندی نیست. پیشگیری از دمانس باید از جوانی و میانسالی مورد توجه باشد نقدی با بیان اینکه بخش قابل توجهی از خطر دمانس با عوامل قابل اصلاح در طول زندگی ارتباط دارد، اظهار کرد: بر اساس شواهد جدید، پیشگیری از دمانس فقط مربوط به دوران سالمندی نیست و باید از سالهای جوانی و میانسالی مورد توجه قرار گیرد. وی کنترل فشار خون، کنترل دیابت و قند خون، کنترل اختلالات چربی خون، فعالیت منظم بدنی، پرهیز از مصرف دخانیات و الکل، حفظ وزن مناسب و تغذیه سالم و متعادل را از جمله اقدامات مهم در این زمینه برشمرد. وی افزود: درمان اختلالات شنوایی و استفاده از سمعک در صورت نیاز، حفظ ارتباطات اجتماعی و فعالیتهای ذهنی، درمان مناسب افسردگی و سایر اختلالات مؤثر بر عملکرد شناختی، پیشگیری از آسیبهای مغزی و ضربه به سر، توجه به کیفیت خواب و کاهش مواجهه با آلودگی هوا در حد امکان نیز باید مورد توجه قرار گیرد. این فلوشیپ دمانس با اشاره به بهروزرسانی سال ۲۰۲۶ سازمان جهانی بهداشت، گفت: مجموعهای از عوامل قابل اصلاح میتوانند بخش قابل توجهی از خطر دمانس را تشکیل دهند و بر اساس برآوردهای جدید، تا حدود ۴۵ درصد از موارد دمانس را میتوان بالقوه پیشگیری یا به تأخیر انداخت. وی تأکید کرد: البته این عدد به معنای آن نیست که با رعایت این عوامل میتوان از همه موارد آلزایمر جلوگیری کرد، بلکه نشاندهنده ظرفیت قابل توجه پیشگیری در سطح جمعیت است. نقدی ادامه داد: پیام مهم برای مردم این است که مغز نیز مانند قلب نیازمند مراقبت است و کنترل عوامل خطر عروقی، فعالیت بدنی، تغذیه مناسب، ارتباط اجتماعی و فعالیت شناختی از سالهای میانسالی اهمیت دارد. داروهای جدید آلزایمر، کاهش سرعت پیشرفت بیماری در گروهی از بیماران وی درباره درمانهای جدید آلزایمر گفت: در سالهای اخیر تحول مهمی در درمان بیماری آلزایمر اتفاق افتاده است. تا چند سال پیش، داروهای موجود عمدتاً علائم بیماری را کاهش میدادند یا برای مدتی عملکرد شناختی را حفظ میکردند، اما اکنون داروهایی تولید شدهاند که مستقیماً یکی از فرآیندهای بیماری آلزایمر، یعنی تجمع آمیلوئید بتا در مغز، را هدف قرار میدهند. نقدی از لکانماب (Lecanemab) و دونانماب (Donanemab) بهعنوان مهمترین این داروها نام برد و اظهار کرد: این داروها در مطالعات بالینی توانستهاند سرعت پیشرفت بیماری را در برخی بیماران مبتلا به مراحل اولیه آلزایمر کاهش دهند. وی ادامه داد: لکانماب برای افراد مبتلا به اختلال شناختی خفیف یا دمانس خفیف ناشی از آلزایمر مورد تأیید قرار گرفته و دونانماب نیز برای بیماران در مراحل اولیه بیماری مورد تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) قرار گرفته است. این فلوشیپ دمانس تأکید کرد: بسیار مهم است که در اطلاعرسانی عمومی از عبارت «درمان قطعی آلزایمر» استفاده نکنیم. این داروها آلزایمر را درمان یا بیماری را متوقف نمیکنند، بلکه میتوانند سرعت پیشرفت بیماری را در گروه مناسبی از بیماران کاهش دهند. وی با بیان اینکه این درمانها برای همه بیماران مبتلا به آلزایمر مناسب نیستند، افزود: معمولاً بیمار باید در مرحله اولیه بیماری باشد و تشخیص بیماری آلزایمر نیز باید با ارزیابی تخصصی و در موارد لازم با استفاده از نشانگرهای زیستی تأیید شود. نقدی خاطرنشان کرد: این داروها نیازمند انتخاب دقیق بیمار و پایش پزشکی هستند، زیرا میتوانند عوارضی تحت عنوان ARIA یا اختلالات تصویری مرتبط با آمیلوئید ایجاد کنند که بهویژه شامل تورم یا خونریزیهای کوچک در مغز است و در برخی موارد میتواند جدی باشد.به همین دلیل، انجام MRI و پایش منظم در طول درمان اهمیت دارد. وی تصریح کرد: این داروها یک تحول بسیار مهم در درمان آلزایمر هستند، اما هنوز به معنای کشف درمان قطعی بیماری نیستند و دسترسی به این درمانها، هزینه، امکانات تشخیصی و شرایط تأیید و تجویز آنها در کشورهای مختلف متفاوت است، البته این درمان ها در حال حاضر در همه کشورها در دسترس نیست و امید است در سالهای آتی پس از تایید توسط وزارت بهداشت در ایران نیز در دسترس قرار بگیرند. خانوادهها نباید بیمار مبتلا به دمانس را دائماً امتحان کنند نقدی با بیان اینکه یکی از مهمترین مشکلات در دمانس، نهتنها خود بیماری بلکه نحوه برخورد اطرافیان با بیمار است، اظهار کرد: یکی از اشتباهات شایع این است که خانواده، بیماری را صرفاً «فراموشکاری سالمندی» تلقی میکند و مراجعه به پزشک را برای مدت طولانی به تأخیر میاندازد. وی افزود: تشخیص زودهنگام اهمیت زیادی دارد، زیرا برخی علل اختلال شناختی قابل درمان هستند و حتی در آلزایمر نیز تشخیص زودهنگام امکان برنامهریزی بهتر درمان، مراقبت و تصمیمگیریهای آینده را فراهم میکند. این متخصص یکی دیگر از اشتباهات خانوادهها را امتحان کردن مداوم بیمار دانست و گفت: برای مثال، خانواده دائماً از بیمار میپرسد «امروز چه روزی است؟»، «اسم من چیست؟» یا «این را یادت هست؟». این کار معمولاً کمکی به حافظه بیمار نمیکند و میتواند موجب اضطراب، احساس شکست و کاهش اعتمادبهنفس او شود. وی ادامه داد: بحث و مجادله با بیمار برای اثبات اینکه «اشتباه میکنی» نیز معمولاً نتیجه مطلوبی ندارد و در بسیاری از موقعیتها بهتر است به جای تمرکز بر درست یا غلط بودن یک موضوع، بر احساس بیمار و ایمنی او تمرکز کنیم. نقدی صحبت کردن درباره بیمار در حضور خودش، مانند اینکه او در آنجا حضور ندارد، را نیز یکی از رفتارهای نامناسب دانست و گفت: فرد مبتلا به دمانس، حتی در مراحل پیشرفته، باید تا حد امکان مورد احترام قرار گیرد و در تصمیمهای مربوط به زندگی خودش مشارکت داده شود. وی افزود: خانواده گاهی به دلیل نگرانی بیش از حد، تمام فعالیتهای فرد را از او میگیرد، در حالی که تا زمانی که انجام یک فعالیت برای بیمار ایمن است، حفظ استقلال و مشارکت او در فعالیتهای روزمره اهمیت زیادی دارد. این فلوشیپ دمانس در ادامه با تأکید بر ضرورت تقسیم مسئولیت مراقبت از بیمار میان اعضای خانواده، اظهار کرد: خانواده نباید مراقبت از بیمار را مسئولیت یک نفر بداند. وی افزود: مراقبت طولانیمدت از فرد مبتلا به دمانس میتواند فشار روانی و جسمی قابل توجهی بر مراقب اصلی وارد کند؛ بنابراین تقسیم مسئولیت میان اعضای خانواده و استفاده از کمک متخصصان و خدمات حمایتی، هم برای بیمار و هم برای سلامت مراقب ضروری است.سازمان جهانی بهداشت نیز بر حمایت از مراقبان و آموزش خانوادهها بهعنوان بخش مهمی از مراقبت از دمانس تأکید دارد. پیشگیری، تشخیص زودهنگام و مراقبت صحیح، سه محور مقابله با دمانس وی با اشاره به پیام اصلی روز جهانی آلزایمر گفت: دمانس بخشی طبیعی از سالمندی نیست و هر فراموشی نیز به معنای آلزایمر نیست. شناخت علائم هشدار، مراجعه بهموقع، کنترل عوامل خطر قابل اصلاح و حمایت صحیح از فرد مبتلا میتواند تأثیر قابل توجهی بر کیفیت زندگی بیمار و خانواده داشته باشد. وی ادامه داد: در سالهای اخیر نیز با ورود درمانهای هدفمند ضدآمیلوئید، فصل جدیدی در درمان آلزایمر آغاز شده است، اما این درمانها در حال حاضر برای گروه مشخصی از بیماران در مراحل اولیه بیماری کاربرد دارند و نیازمند تشخیص دقیق، انتخاب مناسب بیمار و پایش تخصصی هستند. دانشیار گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز گفت: در کنار امید به پیشرفتهای درمانی، پیشگیری، تشخیص زودهنگام و مراقبت صحیح همچنان سه ستون اصلی مقابله با دمانس محسوب میشوند.
روز جهانی آلزایمر؛ کدام فراموشیها زنگ خطر بیماری هستند؟
گاهی یک اسم فراموش میشود، گاهی قرار یک روز قبل، مسیر همیشگی خانه یا حتی چهرهای که سالها آشنا بوده است. فراموش کردن بخشی از زندگی روزمره انسان است، اما زمانی که این فراموشی تکرار میشود و آرامآرام تواناییهای فرد برای انجام…
wetosadmin
16 دقیقه مطالعه
کد خبر: 7,654
نویسنده
wetosadmin
ادامه این پرونده