فرارو– الفاضل ابراهیم، خبرنگار بخش بینالملل روزنامه گاردین به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیتکرفت، عربستان سعودی طی یک دهه گذشته در قبال یمن بر این باور بوده است که اگر زمان، منابع مالی و قدرت نظامی با صبر و برنامهریزی به کار گرفته شوند، در نهایت میتوانند اهرم فشار کافی برای مهار انصارالله ایجاد کنند یا آنها را به پذیرش توافقی مطابق با خواستههای ریاض وادار سازند. اما طی هفتههای گذشته، این رویکرد بیش از هر زمان دیگری از سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) – یعنی زمانی که ریاض برای نخستین بار با هدف عقبراندن انصارالله و بازپسگیری صنعا وارد نبرد شد – با چالشی جدی روبهرو شده است. تحولات اخیر آشکار ساخته که محاسبات گذشته عربستان سعودی دیگر نتیجه مورد انتظار را به همراه ندارد. انصارالله که اکنون بخشهای مهم و راهبردی سواحل غربی یمن در امتداد دریای سرخ را در اختیار دارد، در حال پیشروی به سمت مأرب است. مأرب آخرین پایگاه اصلی نیروهای وفادار به دولت مورد شناسایی جامعه بینالمللی محسوب میشود و بخش عمده تأسیسات راهبردی نفت و گاز یمن را نیز در خود جای داده است. سقوط مأرب میتواند یک شکست بسیار مهم و سرنوشتساز برای ائتلاف باشد؛ زیرا نهتنها آخرین مرکز جمعیتی و درآمدی دولت در شمال کشور را از بین میبرد، بلکه مسیر پیشروی انصارالله به سوی دو استان نفتخیز شبوه و حضرموت در شرق یمن را کاملاً هموار خواهد کرد؛ مناطقی که انصارالله مدتهاست سهم عمدهای از عواید انرژی آن را مطالبه میکند. هرچند گزارشهایی از درگیریهای پراکنده و دفع برخی حملات در شمالغرب مأرب و جبهه تعز توسط نیروهای دولتی مخابره شده است، اما یکی از اساسیترین پرسشها این است که آیا این خطوط دفاعی توان ایستادگی در برابر موج سنگین پیشرویهای انصارالله را خواهند داشت یا سرانجام عقبنشینی میکنند. واقعیت این است که ائتلاف ضد انصارالله با چالشهای عمیق ساختاری مواجه است. این ناهماهنگی را اظهارات پیشین طاهر العقیلی، وزیر دفاع نیز تأیید میکند؛ جایی که اذعان داشت خروج نیروهای اماراتی از یمن در سال گذشته، تنها به ساماندهی پرداخت حقوق و سامانه بیومتریک انجامیده و هنوز به یک فرماندهی واحد و آموزش نظامی هماهنگ در میدان منتهی نشده است. بحران همزمان یمن و امنیت خطوط انرژی ریاض اواخر سال گذشته با تلاش برای کنترل نیروهای تحت حمایت امارات و مهار جداییطلبان جنوب، سعی در یکپارچهسازی ساختار فرماندهی نیروهای ضد انصارالله داشت؛ اما این اقدامات نتوانست شکاف عمیق منافع میان جناحهای مختلف شورای رهبری ریاستجمهوری را پر کند. همزمان با فرسایش موقعیت ریاض در یمن، چالشهای امنیتی تازهای نیز پیرامون این کشور شکل گرفته است. ادعای وزارت خارجه عربستان مبنی بر اینکه پهپادهای مهاجم به خط لوله حیاتی شرق به غرب این کشور از خاک عراق به پرواز درآمده بودند، ابعاد تازهای از آسیبپذیری زیرساختهای صادراتی نفت ریاض به سمت دریای سرخ را نشان داد. گزارشهای ادعایی رسانههای غربی نظیر آسوشیتدپرس در ماه سپتامبر (شهریور) درباره فعالیت نمایندگان انصارالله در اتاقهای عملیات مشترک با گروههای مسلح عراقی و طراحی حملات به تأسیسات نفتی عربستان، تلاشی برای اتصال جبهههای متعدد به یکدیگر تلقی میشود. از سوی دیگر، لغو نشست برنامهریزیشده در عمان میان ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به دلیل مخالفت عربستان با تعاریف حقوقی مربوط به تنگه هرمز، نشان میدهد که راههای دیپلماتیک منطقهای نیز با دستاندازهای جدی مواجه شده و ریاض را همزمان در بنبست بحران یمن و مناقشات آبراهی گرفتار کرده است. انصارالله و خلأ چتر امنیتی غرب در این میان، اتکای امنیتی عربستان به ایالات متحده نیز گرهگشا نبوده است؛ چراکه حضور محدود حدود ۲۰۰ نیروی نظامی آمریکایی در خاک عربستان صرفاً به امور اطلاعاتی و شناسایی اهداف معطوف است. پاسخ منفی دونالد ترامپ به مداخله نظامی علیه انصارالله و تأکید او بر اینکه نیروهای یمنی اعلام کردهاند قصدی برای درگیری با آمریکا ندارند، ضربه سنگینی به انتظارات امنیتی ریاض وارد کرد. این پیام نشان داد که واشنگتن تمایلی به ورود به یک کارزار مستقیم برای محافظت از منافع منطقهای عربستان ندارد؛ حتی اگر ناامنی دریای سرخ به افزایش بهای جهانی نفت و فشارهای سیاسی داخلی در آستانه انتخابات منجر شود. سایر شرکای منطقهای ریاض نیز حمایتی ارائه نکردهاند؛ چنانکه مقامات ارشد ترکیه تأکید کردهاند هرگونه سازوکار دفاعی و هماهنگی عملیاتی با پاکستان یا کشورهای عضو پیمانها، فرایندی حقوقی و زمانبر است که تکمیل آن سالها به درازا میکشد. ریشههای تاریخی تقابل و بنبست گزینهها تلاش مقاماتی چون مارکو روبیو برای معرفی انصارالله صرفاً به عنوان یک «نیروی نیابتی وابسته به ایران»، با واقعیتهای تاریخی و بافت سیاسی یمن همخوانی ندارد. همانطور که سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز تأکید کرده است، تصمیمگیریهای انصارالله مبتنی بر اراده و منافع مستقل خود آنهاست. واقعیت میدانی نشان میدهد که نه حملات هوایی آمریکا و نه ترورهای هدفمند فرماندهان ارشد توسط اسرائیل، نتوانسته توان موشکی و پهپادی انصارالله را تضعیف کند. در شرایطی که گزینههای قهری به بنبست خوردهاند، مذاکره تنها مسیر عملیاتی پیشروی عربستان به نظر میرسد. شروط صنعا برای مصالحه از ماهها پیش بهصراحت از سوی عبدالملک الحوثی اعلام شده است: پرداخت دستکم ۵۷ میلیارد دلار غرامت خسارتهای جنگی به بخش انرژی یمن، لغو کامل محاصره بنادر و فرودگاهها، و واگذاری رسمی سهم درآمدهای نفتی و گازی. برای عربستان سعودی هیچ راه خروج ساده یا کمهزینهای وجود ندارد؛ حتی تمکین در برابر مطالبات مالی سنگین انصارالله نیز متضمن رفع پایدار تهدیدها نخواهد بود و ممکن است با تقویت بنیه اقتصادی و نظامی صنعا، موقعیت استراتژیک ریاض در منطقه را بیش از پیش آسیبپذیر کند.
انصارالله در آستانه مأرب؛ عربستان تن به غرامت ۵۷ میلیارد دلاری میدهد؟
فرارو– الفاضل ابراهیم، خبرنگار بخش بینالملل روزنامه گاردین به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیتکرفت، عربستان سعودی طی یک دهه گذشته در قبال یمن بر این باور بوده است که اگر زمان، منابع مالی و قدرت نظامی با صبر و…
wetosadmin
5 دقیقه مطالعه
کد خبر: 6,949
نویسنده