خبر فوری
فناوری

۱۰ فیلمی که آینده هوش مصنوعی را پیش بینی کردند

از اینترنت پرسرعت و هوش مصنوعی تا زندگی در جهان‌های مجازی و تلاش برای کنترل احساسات، بخشی از دغدغه‌های زندگی امروز که پیش‌تر در سینمای علمی‌تخیلی به تصویر کشیده شده‌اند. بعضی از این فیلم‌ها فناوری‌هایی را نشان می‌دادند که بعد‌ها شکل واقعی‌تری…

از اینترنت پرسرعت و هوش مصنوعی تا زندگی در جهان‌های مجازی و تلاش برای کنترل احساسات، بخشی از دغدغه‌های زندگی امروز که پیش‌تر در سینمای علمی‌تخیلی به تصویر کشیده شده‌اند. بعضی از این فیلم‌ها فناوری‌هایی را نشان می‌دادند که بعد‌ها شکل واقعی‌تری پیدا کردند؛ برخی دیگر نیز پیامد‌های اجتماعی روند‌هایی را پیش‌بینی کردند که حالا بیش از گذشته با آنها روبه‌رو هستیم. اهمیت این آثار فقط در شباهت فناوری‌های خیالی آنها با ابزار‌های امروزی نیست. مسئله اصلی، تغییر رابطه انسان با فناوری است. این تغییر می‌تواند حریم خصوصی را محدود کند، روابط عاطفی را دگرگون سازد یا حتی بر تصمیم‌های شغلی و اجتماعی افراد اثر بگذارد. در ادامه، ۱۰ فیلم را مرور می‌کنیم که تماشای دوباره آنها در عصر هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی و زندگی دیجیتال معنای تازه‌ای پیدا کرده است. فیلم سینمایی «نمایش ترومن» (The Truman Show) این فیلم داستان ترومن بوربن با بازی جیم کری را روایت می‌کند؛ مردی که نمی‌داند تمام زندگی‌اش از کودکی در یک برنامه تلویزیونی جریان داشته و میلیون‌ها نفر رفتار‌های روزمره‌اش را تماشا می‌کنند. ارتباط این فیلم با امروز فقط در فراگیر شدن دوربین‌ها و ثبت تصاویر نیست. شباهت مهم‌تر را باید در تبدیل زندگی شخصی به محتوای عمومی جست‌و‌جو کرد. اینفلوئنسر‌ها و تولیدکنندگان محتوا بخشی از روابط خانوادگی، زندگی عاطفی، خانه و حتی لحظات آسیب‌پذیر خود را برای جذب مخاطب نمایش می‌دهند. پلتفرم‌ها نیز از توجه کاربران و مدت زمانی که صرف تماشای محتوا می‌کنند، ارزش اقتصادی ایجاد می‌کنند. البته تفاوت مهمی وجود دارد. ترومن بدون اطلاع و رضایت خود تحت نظارت قرار گرفته است، اما کاربران شبکه‌های اجتماعی معمولا آگاهانه بخشی از زندگی‌شان را به نمایش می‌گذارند هرچند ممکن است از میزان جمع‌آوری و استفاده از داده‌هایشان اطلاع دقیقی نداشته باشند. فیلم پیش از آنکه ظهور اینفلوئنسر‌ها را پیش‌بینی کند، یک پرسش مطرح می‌کند. وقتی دیده‌شدن به منبع درآمد و اعتبار تبدیل شود مرز میان زندگی واقعی و اجرای یک نقش کجا قرار می‌گیرد؟ فیلم سینمایی «به زودی» (Anon) فرض کنید دیگر برای شناسایی یک فرد به نام یا شماره تلفن او نیازی نباشد. مسیر رفت‌وآمد، چهره و ردپای دیجیتال او برای آشکار کردن هویتش کافی باشد. جهان فیلم «به زودی» ساخته اندرو نیکول در سال ۲۰۱۸، چنین وضعیتی را به تصویر می‌کشد. در این جامعه اطلاعات دیداری افراد ثبت می‌شود و ناشناس ماندن تقریبا ناممکن است. زندگی امروز هنوز به شکل کامل فیلم پیش نرفته، اما اجزای این وضعیت وجود دارند. اطلاعات موقعیت مکانی، تصاویر دوربین‌های نظارتی، تشخیص چهره و داده‌های فعالیت اینترنتی، هرکدام می‌توانند بخشی از رفتار افراد را آشکار کنند. کنار هم قرار گرفتن این اطلاعات نیز گاهی تصویری دقیق‌تر از زندگی شخصی می‌سازد. نگرانی اصلی «به زودی» صرفا وجود دوربین‌های بیشتر نیست. مسئله زمانی جدی می‌شود که امکان ثبت و تحلیل اطلاعات به توانایی نظارت دائمی تبدیل شود. در چنین شرایطی، حفظ حریم خصوصی دیگر فقط به پنهان کردن یک راز محدود نیست بلکه به این معناست که فرد تا چه اندازه بر اطلاعات مربوط به خودش کنترل دارد. فیلم سینمایی «او» (Her) تئودور در فیلم «او» مردی تنهاست که به یک سیستم‌عامل هوشمند به نام سامانتا دل می‌بندد. سامانتا فقط به فرمان‌های او پاسخ نمی‌دهد. گفت‌و‌گو می‌کند، شوخی می‌کند و به‌تدریج به بخشی از زندگی عاطفی او تبدیل می‌شود. امروز چت‌بات‌های هوش مصنوعی می‌توانند مکالمه‌های طولانی داشته باشند، به سبک گفت‌وگوی کاربر پاسخ دهند و اطلاعاتی از تعاملات قبلی را در اختیار داشته باشند. برخی افراد نیز از این ابزار‌ها برای دریافت حمایت عاطفی، گفت‌و‌گو درباره مشکلات شخصی یا تجربه نوعی همراهی استفاده می‌کنند. از این نظر، ایده اصلی فیلم دیگر صرفاً خیال‌پردازی نیست. اما این شباهت به معنای آن نیست که هوش مصنوعی احساسات انسانی دارد یا رابطه با آن دقیقا معادل رابطه میان دو انسان است. مسئله این است که یک سامانه می‌تواند احساس فهمیده‌شدن را ایجاد کند، حتی اگر تجربه عاطفی متقابلی در کار نباشد. «او» به همین تناقض می‌پردازد. فناوری ممکن است تنهایی را موقتا کاهش دهد، اما در عین حال این پرسش را پیش بکشد که رابطه انسانی به چه چیزی نیاز دارد و چه چیزی را نمی‌توان با پاسخ‌های هوشمندانه جایگزین کرد. فیلم سینمایی «گاتاکا» (Gattaca) این فیلم ساخته اندرو نیکول در سال ۱۹۹۷، جامعه‌ای را نشان می‌دهد که در آن ویژگی‌های ژنتیکی افراد مسیر زندگی و فرصت‌های شغلی آنها را تعیین می‌کند. وینسنت، شخصیت اصلی، به دلیل وضعیت ژنتیکی خود با محدودیت روبه‌رو می‌شود و برای رسیدن به رویایش هویت فرد دیگری را می‌پذیرد. با این حال تغییر هویت وینسنت چالش‌های جدیدی به وجود می‌آورد. «گاتاکا» پیش‌بینی نکرد که همه انسان‌ها بر اساس ژن‌هایشان طبقه‌بندی خواهند شد. هشدار آن این است که هرچه ابزار‌های اندازه‌گیری توانایی‌های انسان دقیق‌تر شوند، احتمال استفاده نادرست از آنها نیز باید جدی گرفته شود. فیلم سینمایی «گزارش اقلیت» (Minority Report) این پرسش در مرکز فیلم «گزارش اقلیت» قرار دارد. اگر یک سامانه پیش‌بینی کند فردی احتمالا مرتکب جرم خواهد شد آیا می‌توان پیش از وقوع آن جرم او را بازداشت کرد؟ استیون اسپیلبرگ در «گزارش اقلیت» پلیسی را نشان می‌دهد که با تکیه بر پیش‌بینی آینده افراد را پیش از ارتکاب جنایت دستگیر می‌کند. البته فناوری امروز نمی‌تواند آینده را با قطعیت فیلم پیش‌بینی کند. بااین‌حال، الگوریتم‌های ارزیابی ریسک و تحلیل داده‌های رفتاری در برخی حوزه‌ها برای تخمین احتمال وقوع اتفاق‌ها استفاده می‌شوند. این سامانه‌ها بر داده‌های گذشته تکیه دارند و ممکن است خطا‌ها یا سوگیری‌های موجود در همان داده‌ها را بازتولید کنند. خطر زمانی شکل می‌گیرد که یک ارزیابی احتمالی به مبنای تصمیمی قطعی تبدیل شود. اگر فردی صرفا به دلیل پرخطر تشخیص داده شدن بیشتر زیر نظارت قرار بگیرد، پیش‌بینی الگوریتم می‌تواند بر زندگی واقعی او اثر بگذارد. «گزارش اقلیت» از این نظر درباره دستگاهی جادویی برای دیدن آینده نیست. درباره قدرتی است که ممکن است به پیش‌بینی‌های ناقص داده شود. فیلم سینمایی «بازیکن شماره یک آماده» (Ready Player One) در این فیلم بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند وقت خود را در اوسیس بگذرانند. در این جهان می‌توانند هویت تازه‌ای بسازند، بازی کنند و تجربه‌هایی به دست آورند که در زندگی واقعی در دسترسشان نیست. واقعیت مجازی هنوز به گستردگی و فراگیری جهان فیلم نرسیده است، اما زندگی دیجیتال از مدت‌ها پیش بخشی از هویت اجتماعی افراد شده است. کاربران در بازی‌های آنلاین و شبکه‌های اجتماعی شخصیت‌های متفاوتی از خود ارائه می‌دهند، روابط تازه‌ای می‌سازند و در فضا‌هایی حضور پیدا می‌کنند که مستقل از موقعیت فیزیکی آنها هستند. مسئله فیلم صرفا فرار از واقعیت نیست. اوسیس خود به یک قدرت اقتصادی تبدیل شده و شرکتی که می‌خواهد کنترل آن را در اختیار بگیرد، می‌تواند از فعالیت کاربران سود ببرد. در این فضا تعاملات اجتماعی، اطلاعات و زمان کاربران ارزش تجاری پیدا می‌کند. در واقع «بازیکن شماره یک آماده» یادآوری می‌کند که جهان مجازی لزوما از مناسبات قدرت و پول آزاد نیست. حتی اگر افراد بتوانند هویت تازه‌ای بسازند همچنان به قواعد و زیرساخت‌هایی وابسته‌اند که دیگران کنترل می‌کنند. فیلم سینمایی «ارتقا» (Upgrade) این فیلم داستان مردی را روایت می‌کند که پس از یک حمله خشونت‌آمیز فلج می‌شود. او با کمک تراشه‌ای هوشمند به نام استم دوباره توانایی حرکت پیدا می‌کند، اما این فناوری به‌تدریج نقش بیشتری در تصمیم‌ها و حرکات او ایفا می‌کند. در جهان واقعی، فناوری‌های عصبی و رابط‌های مغز و رایانه در حوزه‌های پزشکی و پژوهشی در حال توسعه‌اند. برخی از این فناوری‌ها به افراد دارای معلولیت کمک می‌کنند دستگاه‌ها را کنترل کنند یا از مسیر‌های تازه‌ای برای ارتباط و حرکت بهره ببرند. این دستاورد‌ها با فناوری خیالی فیلم تفاوت زیادی دارند و به معنای کنترل کامل بدن انسان به وسیله یک تراشه نیستند. بااین‌حال، «ارتقا» پرسش‌هایی را مطرح می‌کند که با پیشرفت این فناوری‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند: چه کسی کنترل داده‌های عصبی را در اختیار دارد؟ اگر یک سامانه به بخشی از توانایی‌های حرکتی فرد تبدیل شود، مسئولیت خطا‌های آن بر عهده چه کسی خواهد بود؟ و چگونه می‌توان امنیت و اختیار فرد را حفظ کرد؟ فیلم پاسخی واقع‌گرایانه به این مسائل نمی‌دهد، اما با اغراق در پیامد‌های یک فناوری، مسئله مهمی را پیش می‌کشد: هرچه ابزار‌های هوشمند بیشتر به بدن و توانایی‌های ما متصل شوند، حفظ استقلال انسان نیز پیچیده‌تر خواهد شد. انیمیشن «وال‌ای» (WALL-E) این انیمیشن زمین را در آینده‌ای نشان می‌دهد که زیر انبوه زباله‌ها آسیب دیده است. انسان‌ها در سفینه‌ای فضایی زندگی می‌کنند؛ جایی که دستگاه‌ها تقریباً تمام نیازهایشان را برطرف می‌کنند و بسیاری از آنها زمان زیادی را مقابل نمایشگر‌ها می‌گذرانند. امروز هنوز با جامعه افراطی «وال‌ای» فاصله داریم، اما برخی روند‌های آن آشنا هستند. خرید آنلاین، تحویل کالا در خانه، سرگرمی‌های دیجیتال و خدمات خودکار، بخش‌هایی از فعالیت‌هایی را که پیش‌تر مستلزم حرکت و تعامل مستقیم بودند، به تجربه‌هایی کم‌تحرک‌تر تبدیل کرده‌اند. البته این خدمات مزایای زیادی دارند و برای بسیاری از افراد دسترسی به کالا‌ها و امکانات را آسان‌تر می‌کنند. در عین حال فیلم تصویری اغراق‌آمیز از آینده ارائه می‌دهد، اما هشدارش روشن است. فناوری زمانی مشکل‌ساز می‌شود که راحتی را از هدفی برای بهبود زندگی به هدف اصلی آن تبدیل کنیم. فیلم سینمایی «هیولا» (The Beast) این فیلم جهانی آینده‌نگر را به تصویر می‌کشد که در آن احساسات مانعی برای زندگی مطلوب تلقی می‌شوند. شخصیت اصلی برای رهایی از آثار عاطفی گذشته خود به فناوری متوسل می‌شود. برخلاف برخی آثار این فهرست، فناوری فیلم هنوز نمونه‌ای واقعی در زندگی روزمره ندارد؛ ارتباط آن با امروز بیشتر در پرسشی فلسفی است: اگر بتوانیم درد‌های گذشته را حذف کنیم، آیا چیزی از هویت و تجربه انسانی خود را نیز از دست خواهیم داد؟ فیلم سینمایی «نابودگر» (The Terminator) در این فیلم یک سامانه نظامی هوشمند به نام اسکای‌نت از کنترل انسان خارج می‌شود و علیه سازندگان خود به جنگ برمی‌خیزد. فناوری امروز به خودآگاهی و استقلالی که در فیلم می‌بینیم نرسیده است، اما بحث درباره نقش هوش مصنوعی در جنگ یکی از بحث‌های امروز است. مسئله اصلی «نابودگر» فقط این نیست که روزی ربات‌ها علیه انسان‌ها شورش کنند. فیلم درباره پیامد‌های ساخت فناوری قدرتمندی است که هدف‌ها و تصمیم‌های آن می‌توانند از کنترل سازندگانش خارج شوند. در حوزه نظامی، این پرسش اهمیت ویژه‌ای دارد: چه تصمیم‌هایی را می‌توان به ماشین سپرد و کدام تصمیم‌ها باید همچنان زیر مسئولیت مستقیم انسان باقی بمانند؟

نویسنده

wetosadmin

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود.