خبر فوری
المانیتور به نقل از منابع اسرائیلی: روابط نزدیک ترامپ و نتانیاهو، از زمان سرخوشی هفته‌های نخست جنگ علیه ایران، تیره شده/ ناامیدی ترامپ تا حد زیادی ناشی از بن‌بست طولانی مدت در جنگ و تفاوت‌های گسترده بین اولویت‌های آمریکا و اسرائیل است / دسترسی نتانیاهو به ترامپ کاهش یافته؛ او قبلاً می‌توانست هر وقت بخواهد گوشی را بردارد و به ترامپ زنگ بزند ترامپ: ایران می‌خواهد به توافق برسد، اما این توافقی نیست که من می‌خواهم/ احتمال مذاکرات در روز‌های آینده عراقچی: محکم می‌ایستیم؛ حتی اگر به جنگ آخرالزمان منجر شود! میانجی‌های قطری پیشنهاد اولیه ایران را با هر دو طرف در میان گذاشتند و یک پیشنهاد مصالحه نیز به هر دو طرف ارائه کردند تا آن را بررسی کنند / منابع انتظار دارند دور دیگری از گفت‌وگوهای غیرمستقیم میان آمریکا و ایران احتمالاً از روز دوشنبه آغاز شود مهم‌ترین اظهارات عراقچی در گفت‌وگو با ان‌بی‌سی بازگشت همتی؛ فرصتی برای بازسازی اعتبار یا تکرار یک روایت؟
اقتصاد

یک رسانه: خالی‌ فروشی در بازار خرید آنلاین طلا؛ شماری از کاربران از تأخیر در تسویه ریالی و دریافت طلای فیزیکی خود گلایه کرده‌اند/ مسئله خالی فروشی دیگر فقط یک نگرانی تئوریک نیست؛ مردم یک سوال ساده دارند: «طلای ما کجاست؟»

تسنیم نوشت: از پرونده‌های خالی‌فروشی تا حاشیه‌های میلی‌گلد؛ سؤال مردم ساده است: طلای ما کجاست؟ بازار طلای آن‌لاین با سرعتی خیره‌کننده بزرگ شده است. اپلیکیشن‌ها و پلتفرم‌هایی که خرید چند سوت و چند گرم طلا را به‌آسانی خرید اینترنتی یک کالا کرده‌اند،…

تسنیم نوشت: از پرونده‌های خالی‌فروشی تا حاشیه‌های میلی‌گلد؛ سؤال مردم ساده است: طلای ما کجاست؟ بازار طلای آن‌لاین با سرعتی خیره‌کننده بزرگ شده است. اپلیکیشن‌ها و پلتفرم‌هایی که خرید چند سوت و چند گرم طلا را به‌آسانی خرید اینترنتی یک کالا کرده‌اند، حالا میلیون‌ها تومان و میلیارد‌ها تومان از سرمایه مردم را در گردش خود دارند، اما درست در جایی که ارقام بزرگ‌تر شده، یک سؤال ساده همچنان بی‌پاسخ مانده است، طلایی که مردم خریده‌اند، واقعاً کجاست؟ کاربر روی صفحه تلفن همراهش عددی می‌بیند؛ مثلاً ۵ گرم طلا، پول از حسابش کم شده و موجودی طلایش اضافه شده است، همه‌چیز مرتب به‌نظر می‌رسد، اما آن ۵ گرم کجاست؟ در کدام خزانه نگهداری می‌شود؟ چه‌کسی آن را شمرده و تأیید کرده است؟ آیا به‌اندازه مجموع طلایی که یک پلتفرم به مردم فروخته است، طلای واقعی هم وجود دارد؟ آیا عیار طلا مورد بررسی قرار گرفته است؟ مسئله دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شود؛ از فاصله میان آنچه روی صفحه موبایل دیده می‌شود و آنچه در خزانه وجود دارد. حاشیه‌های اخیر پیرامون میلی‌گلد بار دیگر این شکاف را جلوی چشم بازار گذاشته است. شماری از کاربران از تأخیر در تسویه ریالی و دریافت طلای فیزیکی خود گلایه کرده‌اند و میلی‌گلد نیز علت اختلال را محدودیت دسترسی به بخشی از ذخایر طلای خود در بانک کارگشایی اعلام کرده است. این اتفاق به‌تنهایی اثبات‌کننده خالی‌فروشی نیست و نمی‌توان بدون سند چنین اتهامی را متوجه یک پلتفرم کرد، اما اتفاقاً مسئله اصلی همین‌جاست؛ چرا در سال ۱۴۰۵ هنوز باید برای فهمیدن وضعیت پشتوانه طلای یک پلتفرم، منتظر بروز مشکل و انتشار اطلاعیه باشیم؟ اگر نظارت درست انجام می‌شود، نهاد ناظر باید پیش از مشتری متوجه مشکل شود، اگر هم نظارت وجود دارد، اما نمی‌تواند چنین موضوعی را به‌موقع تشخیص دهد، اساساً سؤال این است؛ این نظارت چه‌فایده‌ای دارد؟ ماجرای خالی‌فروشی در بازار آن‌لاین طلا پیش از این هم خبرساز شده است، پلیس فتا از برخورد با یک پلتفرم فروش آن‌لاین طلا خبر داده است و در گزارش‌های منتشرشده، از حدود ۲۰۰ هزار مورد خالی‌فروشی در پرونده مربوط به آن صحبت شده است، پلتفرم مورد اشاره نیز در ادامه از فعالیت خارج شد. ماجرا هم پیچیده نیست، یک پلتفرم می‌تواند به مشتریانش طلا بفروشد، در حساب آنها موجودی ثبت کند و تا زمانی که بخش بزرگی از مشتریان هم‌زمان درخواست تحویل دارایی نکنند، مشکل پنهان بماند. وقتی یک شرکت از مردم پول می‌گیرد و در مقابل، به آنها طلای دیجیتال می‌فروشد، باید امکان بررسی یک معادله ساده وجود داشته باشد: طلای واقعی موجود = تعهدات طلایی پلتفرم. اگر این معادله برقرار است، چرا نباید نهاد ناظر آن را هر روز بررسی کند؟ و اگر بررسی می‌شود، چرا نتیجه آن برای مردم شفاف نیست؟ بانک مرکزی، وزارت صمت، اتحادیه‌ها، پلیس و دیگر دستگاه‌ها هر کدام بخشی از این پازل را در اختیار دارند، اما مشتری به این تقسیم کار اداری کاری ندارد. او وقتی ۱۰۰ میلیون تومان طلا می‌خرد، فقط می‌خواهد بداند اگر فردا تصمیم گرفت دارایی‌اش را بفروشد یا طلای فیزیکی تحویل بگیرد، آیا امکانش وجود دارد یا نه، نهاد ناظر هم باید دقیقاً همین سؤال را قبل از خود مشتری پاسخ داده باشد. مشکل اینجاست که در چنین بازاری، نظارت پسینی عملاً بی‌معناست. اگر بعد از ورشکستگی یا ناتوانی یک پلتفرم مشخص شود که بخشی از تعهدات پشتوانه نداشته است، دیگر نظارت نکرده‌ایم؛ فقط گزارشگر حادثه شده‌ایم. اما سؤال اصلی همچنان پابرجاست؛ اگر طلای مشتریان واقعاً به‌طورکامل در خزانه موجود است، چرا دسترسی به ذخایر باید به جایی برسد که تسویه ریالی یا تحویل طلای مردم با مشکل مواجه شود؟ طلایی که به نام مشتری ثبت شده است، باید پشتوانه‌ای واقعی، مشخص و قابل دسترس داشته باشد؛ نه دارایی‌ای که در زمان مطالبه مشتری، وجودش محل بحث یا دسترسی به آن با مانع روبه‌رو شود. اینجا دیگر مسئله فقط عملکرد یک پلتفرم نیست. اگر یک پلتفرم بتواند با دریافت پول مردم، تعهد فروش طلا ایجاد کند بدون اینکه موجودی واقعی و قابل دسترس آن به‌صورت مستمر و شفاف راستی‌آزمایی شود، زمینه برای خالی‌فروشی یا دست‌کم ایجاد تعهدات بدون پشتوانه فراهم است، اتفاقاً نقطه خطر همین‌جاست؛ جایی که عدد طلای مشتری روی صفحه موبایل قطعی به‌نظر می‌رسد، اما معلوم نیست پشت آن عدد، طلای فیزیکی قابل‌تحویل واقعاً وجود دارد یا نه. پرونده میلی‌گلد، چه در نهایت خالی‌فروشی در آن اثبات شود و چه توضیحات دیگری درباره ماجرا ارائه شود، یک هشدار جدی برای بازار طلای آن‌لاین است؛ اعتماد مردم نباید بر اساس عدد‌های ثبت‌شده در یک اپلیکیشن سنجیده شود؛ باید امکان راستی‌آزمایی موجودی واقعی، مالکیت طلا و قابلیت تحویل آن وجود داشته باشد. اگر نظارت قرار است بعد از بروز بحران وارد میدان شود، سؤال مهم این است؛ چرا قبل از آن، کسی طلای پشت اعداد را نمی‌شمارد؟ اگر یک پلتفرم خالی‌فروشی کند، خسارت فقط به چند مشتری همان پلتفرم محدود نمی‌شود، اعتماد به کل بازار ضربه می‌خورد. مشتری پلتفرمی که واقعاً به‌اندازه تعهداتش طلا دارد هم شروع به تردید می‌کند. مردم به‌جای اینکه درباره قیمت طلا، بازدهی و سرمایه‌گذاری فکر کنند، نگران این می‌شوند که اصلاً طلایی پشت حسابشان وجود دارد یا نه. در چنین شرایطی، بازار سالم هم هزینه رفتار ناسالم یک بازیگر را می‌پردازد، و در نهایت باز هم این مردم هستند که صورت‌حساب را پرداخت می‌کنند. آنچه مشتری نیاز دارد، یک نظارت زنده است؛ نه یک مجوز قاب‌شده روی دیوار. باید مشخص باشد یک پلتفرم در هر لحظه چه‌میزان طلا در اختیار دارد، چه میزان به مشتریانش فروخته و چه‌میزان از این دارایی فوراً قابل تحویل است. این اطلاعات باید توسط نهادی مستقل از خود پلتفرم بررسی شود، نه اینکه شرکت بگوید «داریم»، مشتری هم بگوید «امیدوارم داشته باشند» و همه‌چیز به اعتماد ختم شود. پول مردم را نمی‌توان با منطق «بگذارید بازار بزرگ شود، بعداً برایش مقررات می‌نویسیم» مدیریت کرد. بازار طلای آن‌لاین همین حالا بزرگ شده است، دیگر با چند کسب‌وکار کوچک و چند مشتری محدود طرف نیستیم، صحبت از سرمایه بخش قابل‌توجهی از مردم است. به همین دلیل، نهاد‌های ناظر باید تکلیف چند موضوع را روشن کنند: تطبیق موجودی فیزیکی و تعهدات با چه‌فاصله زمانی انجام می‌شود؟ اگر یک پلتفرم با کسری مواجه شد، چه‌کسی و در چه‌زمانی فروش آن را متوقف می‌کند؟ و مهم‌تر از همه، اگر پلتفرم فردا از کار افتاد، مشتری برای گرفتن طلای خود دقیقاً به چه‌نهادی مراجعه می‌کند؟ اینها سؤال‌های تخصصی عجیب و غریبی نیستند، سؤال‌های ابتدایی مشتری‌ای هستند که پولش را وارد یک بازار کرده است. فاصله میان این دو عدد، همان جایی است که خالی‌فروشی متولد می‌شود، و اگر این فاصله دیر کشف شود، دیگر اسمش نظارت نیست. پرونده‌های گذشته نشان داده‌اند که خطر خالی‌فروشی واقعی است. حاشیه‌های اخیر پیرامون تسویه در میلی‌گلد نیز دوباره مسئله دسترسی به دارایی و شفافیت پشتوانه را به صدر اخبار آورده است. اگر پاسخ روشن است، باید نتیجه این نظارت هم برای مردم روشن باشد، و اگر پاسخ روشن نیست، مشکل بسیار بزرگ‌تر از یک پلتفرم یا یک پرونده است. چون در بازاری که مردم پول واقعی می‌دهند و روی صفحه موبایل‌شان «طلا» تحویل می‌گیرند، بدترین اتفاق این نیست که قیمت طلا پایین بیاید. بدترین اتفاق این است که یک روز مردم بخواهند طلای‌شان را پس بگیرند و تازه آن موقع معلوم شود عددی که ماه‌ها روی صفحه دیده‌اند، چقدر با طلای واقعی فاصله داشته است. مردم برای خرید طلا نباید مجبور باشند به یک اپلیکیشن اعتماد کنند؛ باید بتوانند به یک نظام نظارتی اعتماد کنند.

نویسنده

wetosadmin

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود.