عصر ایران؛ سروش بامداد- آن قدر امامجمعهها هر هفته سخنان تکراری و کلیشهای و مشخصا دربارۀ پوشش و زنان بر زبان میآورند و آن قدر جامعه درگیر تأمین بدیهیات زندگی شده یا در بیم درگرفتن جنگی دیگر به سر میبرد که بر خبر سخنان مشاور رییس جمهور پزشکیان در امور روحانیت در آیین سالگرد شهادت آیتالله اشرفی اصفهانی از این منظر درنگ کردم که ببینم آیا نگاه او به اسلام و مسلمانی هم مانند رییس جمهوری متفاوت و از منظر حقوق انسانی است یا همان حرفهای هزار بار گفته را تکرار کرده است؛ سخنانی که تکرار ملالآور آنها چنان میان معممین و جامعه فاصله انداخته که شاهد آن هستیم که بعضا به مجالس ترحیم و ختم هم دعوت نمیشوند و آن دسته از آنان که حقوقبگیر نهادهای دولتی و حکومتی نیستند در گذران زندگی خود واقعا دچار مشکل شدهاند. از سوی دیگر صداو سیما آن قدر در برنامههای مختلف روحانیون جوراجور و غالبا متعلق به یک جناح سیاسی را دعوت میکند که اشتیاق شنیدن سخنان آنان در محافل عمومیِ غیر سازماندهی شده فروکاسته است تا جایی که در برخی از برنامههای غیر حکومتی اقشار دیگر کمتر شرکت دارند. از جانب دیگر دربارۀ عنوان مشاور رییس جمهوری در امور روحانیت این پرسش درمیگیرد که مگر بیشتر رؤسای جمهوری قبلی خود روحانی نبودند؟ چرا این نقش را خودشان ایفا نکردند؟ ضمن این که وقتی جمهوری اسلامی به حکومت روحانیون شهرت دارد (هر چند در سال های اخیر بیشتر با نظامیان شناخته میشود) کار مشاور در امور روحانیت دقیقا چیست؟ رییس جمهوری فعلی البته روحانی نیست و پزشک است و آن قدر گرفتار تحریم و جنگ و محاصره دریایی و هوایی شده که واقعا وقت و فرصتی برای امور دیگر برای او باقی نمانده و دیگران باید یاری کنند و مشاوره بدهند. این همه مقدمه برای آن بود تا بگوییم سخنان حجتالاسلام "سید علی عماد" مشاور رییس جمهوری در امور روحانیت از جنس معمول امامجمعهها و تریبونهای رسمی نیست که دغدغهشان این است که دستگاه های دولتی به دختران و زنان با پوشش غیر رسمی خدمات ندهند یا در فلان شهر نباید کنسرت موسیقی بگذارند یا کافهها را ببندید یا پیاده رو ها هم کنترل کنید تا راه هم نروند یا برای دختران و زنان مسابقه دو نگذارند و این ذهنیت برای نسل جدید به وجود آمده که انگار کل اسلام و مسلمانی برای محدودیت دختران و زنان است! در سخنان سید علی عماد در سالگرد آیتالله اشرفی اصفهانی در مجتمع امیرالمؤمنین در منطقۀ مرزداران تهران اما سخنانی از همان جنس شنیدیم که مسعود پزشکیان هم میگوید و البته یک عضو خبرگان (شیخ محسن اراکی) انتقاد کرده بود که او چرا از نهجالبلاغه میگوید و لابد نهجالبلاغهخوانی هم باید منوط به اجازه از آنان شود! اما چرا متفاوت؟ زیرا آقای عماد گفته است: «بزرگداشت شهدا باید این پرسش را در ذهن ما ایجاد کند که تا چه اندازه برای حفظ کرامت انسانها، گسترش عدالت، تقویت اخلاق و دفاع از حقیقت تلاش میکنیم؟» (تعابیری چون کرامت و عدالت و اخلاق وحقیقت به ظاهر عادی است اما عمق و اهمیت دارد و آنها را این روزها کمتر میشنویم و مدام بر موضوعات اختلافی روزانه تأکید میشود و بیشتر می شنویم: تنگه هرمز ناموس ماست یا جنگ را باید ادامه دهیم تا پیروزی کامل یا رییس جمهوری سابق و وزیر خارجه پیشین را محاکمه کنید چون نظرات تخصصی خود را گفته اند و از کیهانِ شریعتمداری قبلتر اجازه نگرفتهاند!) مشاور رییس جمهوری در امور روحانیت تصریح کرد: «زندگی هنگامی ارزش حقیقی پیدا میکند که با مسؤولیت، اخلاق وفاداری به حقیقت و توجه به سرنوشت دیگران همراه باشد.» او گفت: «یاد بزرگانی مانند اشرفی اصفهانی باید ما را به بازنگری در رفتارمان وادارد تا دربارۀ دیگران و در داوریهای اجتماعی و مواجهه با اختلافنظرها انصاف و اخلاق را کنار نگذاریم.» سید علی عماد یادآور شد: «پاسداشت واقعی یک شخصیت تنها حضور بر مزار و برگزاری مراسم نیست بلکه در شناخت منصفانه و رفتار مسؤولانه همچنین رعایت اخلاق و توجه به خدمات او در زمان حیات است.» مشاور رییس جمهوری در امور روحانیت مانند رییس دولت متبوع بر همبستگی ملی هم تأکید کرد و گفت: «اختلافات فرعی را باید کنار بگذاریم.» آیت الله شیخ عطاءالله اشرفی اصفهانی ۴۴ سال قبل و در مهر ۱۳۶۱ خورشیدی در ۸۰ سالگی در محراب نماز جمعه کرمانشاه ترور شد و به همین خاطر به چهارمین شهید محراب شهرت یافت. پیش از او سه امام جمعۀ معمر و مشهور دیگر در محراب نماز جمعه به شهادت رسیده بودند: آیتالله سید اسدالله مدنی امام جمعۀ تبریز، آیتالله سید عبدالحسین دستغیب امام جمعۀ شیراز و آیتالله شیخ محمدعلی صدوقی امام جمعۀ یزد. (هر چند آیتالله قاضی طباطبایی هم امامجمعه بود ولی معیار عنوان شهید محراب شهادت در همان محل نماز بوده است). نام شهر کرمانشاه در زمان مرحوم اشرفی اصفهانی به باختران تغییر کرده بود به خاطر این تصور نادرست که کرمانشاه از دو واژۀ کرمان و شاه تشکیل شده در حالی که کرماشان بوده که به مرور به کرمانشا و کرمانشاه تبدیل شده و هزار سال قدمت دارد و ربطی به شاه یا شهر و استان کرمان ندارد و انتخاب اشرفی اصفهانی به عنوان امام جمعۀ کرمانشاه از جانب امام خمینی به خاطر آن بود که سالهای تبعید را در این شهر گذرانده و مردم با او آشنا بودند. نام اشرفی اصفهانی بر یکی از بزرگراههای تازه تأسیس و مهم در تهران جا افتاد و موجب شد ولو اغلب مردم ندانند پیرمرد ۸۰ سالهای که در مهر ۱۳۶۱ ترور شد که بوده اما با این نام آشنا باشند. بعدتر به همت فرزند او و همکاری نهادهای مختلف یک مجموعۀ بزرگ شامل مسجد با خدمات جانبی در شهرک ژاندارمری تأسیس شد که در حال حاضر به منطقۀ مرزداران شهرت دارد و مانند شهرک غرب با خیابانهای عریض و بوستانهای مختلف و ساختار مهندسی شهری شناخته میشود. در سالهای اخیر این مجموعه به خاطر اختلافات مدیریت مجموعه با علیرضا پناهیان – واعظ- هم خبرساز شده چون گویا با عنوان تولیت حوزه علمیه مستقر در آن از آن دل نمیکند و به تولیت کل مجموعه تن نمیدهد و چون اختلافات به اوقاف ارجاع شده از همسویی سیاسی با مدیریت کنونی اوقاف به سود خود بهره برده است.
چهار کلمه حرف غیر تکراری از زبان مشاور رییس جمهوری در امور روحانیت
عصر ایران؛ سروش بامداد- آن قدر امامجمعهها هر هفته سخنان تکراری و کلیشهای و مشخصا درباره پوشش و زنان بر زبان میآورند و آن قدر جامعه درگیر تأمین بدیهیات زندگی شده یا در بیم درگرفتن جنگی دیگر به سر میبرد که بر…
wetosadmin
5 دقیقه مطالعه
کد خبر: 20,083
نویسنده
wetosadmin
ادامه این پرونده
خبرهای مرتبط