عصر ایران – در ۱۳ اوت ۲۰۲۴، انتشار خبر انتقال برایان نیکول از رستورانهای چیپوتله به استارباکس، بازار سرمایه را شگفتزده کرد. در آن روز بدون اینکه کارخانهای ساخته شود یا محصول جدیدی به بازار بیاید، سهام استارباکس با رشدی ۲۴.۵ درصدی رکورد تاریخی زد و همزمان ارزش سهام چیپوتله ۷.۵ درصد افت کرد. تنها با رفتن یک نفر از شرکتی به شرکت دیگر، میلیاردها دلار ارزش خلق و نابود شد. دلیل این واکنش شدید در ذات بازار نهفته است. سرمایهگذاران فقط داراییهای فعلی را قیمتگذاری نمیکنند، بلکه آینده شرکت را میسنجند و مدیرعامل معمار اصلی این آینده است. استارباکس در آن مقطع با افت فروش و فشار سنگین رقبا دستوپنجه نرم میکرد و تشنه یک ناجی بود. از سوی دیگر، نیکول کارنامهای درخشان در نجات چیپوتله از بحران اعتباری و رشد چشمگیر دیجیتال و مالی آن داشت. در واقع بازار به سابقه روشن این مدیر اعتماد کرد و پیش از دیدن هر اقدام عملی، احتمال موفقیت او را خرید. درست در همین نقطه است که برند شخصی یک مدیرعامل به قدرتمندترین اهرم اقتصادی سازمان تبدیل میشود. مفهوم واقعی برند مدیرعامل برند مدیرعامل با مشهور بودن او تفاوت دارد. ممکن است مدیری بسیار مشهور باشد اما بازار به تصمیمهایش اعتماد نکند. در مقابل، مدیر دیگری شاید برای عموم ناشناخته باشد اما ذینفعان او را توانا و قابل اعتماد بدانند. برای درک بهتر باید سه مفهوم را تفکیک کنیم. شهرت یعنی تعداد افرادی که مدیر را میشناسند. اعتبار به میزان اعتماد ذینفعان به تصمیمها و تواناییهای او اشاره دارد و برند یعنی نام مدیر در ذهن مخاطب با چه ویژگی و وعدهای پیوند خورده است. برند برایان نیکول با «بازسازی کسبوکار آسیبدیده» گره خورده بود و انتصاب او پیام روشنی از تغییر مسیر استارباکس را به بازار مخابره کرد. یک مدیرعامل بهتنهایی محصول تولید نمیکند، پس چرا حضورش تا این حد تعیینکننده است؟ نخست اینکه مدیرعامل معمار آینده است و تصمیمات کلان از جمله ورود به بازارهای تازه یا نحوه مواجهه با بحرانها را هدایت میکند. دوم، او ابهام را کاهش میدهد. سرمایهگذاری که با آیندهای نامعلوم روبهرو است، با حضور مدیری دارای برنامه و سابقه روشن آرامش مییابد. سومین عامل، توانایی جذب سرمایه و استعدادها است. متخصصان و شرکای تجاری ترجیح میدهند با مدیری کار کنند که آینده روشنی میسازد. در نهایت، مدیرعامل در دوره بحران به صدای سازمان تبدیل میشود و مخاطبان میخواهند فردی پاسخگو را ببینند که برای عبور از چالشها تعهد میدهد. مجموع این عوامل «سرمایه اعتباری مدیرعامل» را میسازد. دارایی پنهان در ترازنامه البته ورود یک مدیر مشهور همیشه به رشد سهام منجر نمیشود. گاهی انتصاب تازه نشانه بحران، بیثباتی یا نبود برنامه جانشینی تلقی میشود. واکنش بازار به کارنامه مدیر، وضعیت فعلی شرکت، دلیل خروج مدیر قبلی و تناسب فرد جدید با چالشهای سازمان بستگی دارد. قیمت سهام تحت تأثیر اقتصاد، گزارشهای مالی و رفتار سهامداران نیز قرار دارد، اما وقتی با انتقال یک مدیر ارزش دو شرکت نوسان شدید میکند، نمیتوان نقش سرمایه اعتباری او را نادیده گرفت. داراییهایی مانند کارخانه، ماشینآلات و فناوری در گزارشهای مالی ثبت میشوند، اما بخش مهمی از ارزش شرکت مانند اعتبار سازمان و باور بازار به توانایی مدیران در ترازنامه دیده نمیشود. برند مدیرعامل در همین دسته قرار دارد. نمیتوان به سادگی روی آن قیمت گذاشت، اما اثر آن در کاهش نگرانی سرمایهگذاران، جذب شرکای استراتژیک یا حتی سقوط سهام پس از استعفا کاملاً مشهود است. سرمایه یا پاشنه آشیل؟ وابستگی ارزش شرکت به یک شخص همیشه مثبت نیست. اگر تمام اعتماد بازار به مدیرعامل گره بخورد، او میتواند به بزرگترین ریسک سازمان تبدیل شود. بیماری، استعفا یا خطای شخصی مدیر ممکن است کل مجموعه را زمینگیر کند. هنر مدیریت برند این نیست که مدیرعامل را از سازمان بزرگتر جلوه دهیم، بلکه باید اعتبار او را به سرمایهای ماندگار برای شرکت تبدیل کنیم. مدیر معتبر باید تیم بسازد و تصمیمها را نهادینه کند تا با رفتن او، اعتماد بازار فرو نریزد. جای خالی سرمایه اعتباری در شرکتهای ایرانی در ایران هنگام انتخاب مدیرعامل معمولاً به تحصیلات، سوابق اداری و حمایت سهامداران توجه میشود و کمتر کسی میپرسد بازار و ذینفعان چه نگاهی به این فرد دارند. این پرسش برای شرکتهای بورسی و هلدینگهای بزرگ حیاتی است که آیا مدیر جدید در میان کارکنان و فعالان صنعت اعتبار دارد و آیا سابقهاش امیدبخش است یا خیر. در بسیاری از مواقع تغییر مدیرعامل یک شرکت بورسی تنها با انتشار چند جمله رسمی و فهرست سمتهای قبلی اعلام میشود. این شیوه ارتباطی فرصت خلق معنا برای بازار را از بین میبرد، در حالی که مخاطب باید بداند این فرد دقیقاً برای حل چه مسئلهای انتخاب شده است. ساختمان برند مدیرعامل برند مدیرعامل با انتشار بیهدف عکس و مصاحبه ساخته نمیشود. یک برند معتبر بر پنج پایه استوار است که شامل کارنامه اثباتشده، وعده روشن، رفتار منسجم، توان پاسخگویی و نتایج ملموس برای ذینفعان میشود. هیئتمدیره هنگام انتخاب مدیرعامل فقط نباید توانایی اجرایی او را بسنجد، بلکه باید بپرسد این فرد چه میزان اعتماد با خود میآورد و چه انتظاری در بازار ایجاد میکند. در اقتصاد امروز مدیرعامل تنها یک ادارهکننده نیست، بلکه نشانهای است که بازار آینده شرکت را از روی آن میخواند. هیئتمدیره با انتخاب یک مدیرعامل فقط یک صندلی را پر نمیکند، بلکه درباره بخش بزرگی از ارزش آینده شرکت تصمیم میگیرد.
چرا جابهجایی یک مدیرعامل میتواند میلیاردها دلار از ارزش شرکتها را جابهجا کند؟
عصر ایران - در ۱۳ اوت ۲۰۲۴، انتشار خبر انتقال برایان نیکول از رستورانهای چیپوتله به استارباکس، بازار سرمایه را شگفتزده کرد. در آن روز بدون اینکه کارخانهای ساخته شود یا محصول جدیدی به بازار بیاید، سهام استارباکس با رشدی ۲۴.۵ درصدی…
wetosadmin
5 دقیقه مطالعه
کد خبر: 11,574
نویسنده