عصر ایران ؛ علی خیرآبادی – چین سالهاست برای رشد اقتصادی به پروژههای بزرگ عمرانی تکیه کرده است. از راهآهن و بزرگراه گرفته تا شهرهای جدید و نیروگاهها، ساخت زیرساخت برای پکن هم ابزار ایجاد شغل بوده و هم راهی برای تزریق پول به اقتصاد. حالا اما مشکل چین کمی متفاوت است. اقتصاد این کشور هنوز رشد میکند و کارخانههای چینی همچنان کالاهای زیادی به سراسر جهان میفروشند، اما مردم داخل چین به اندازه گذشته خرج نمیکنند. بحران طولانی بازار مسکن نیز اعتماد خانوارها را کاهش داده است. بخشی از مردم به جای خرید خانه، خودرو یا کالاهای گرانقیمت، پول خود را پسانداز میکنند. این وضعیت برای اقتصاد چین مشکلساز است، چون وقتی مردم کمتر خرید میکنند، فروش شرکتها پایین میآید، شرکتها کمتر سرمایهگذاری میکنند و در نهایت استخدام و افزایش دستمزد هم ضعیف میشود. تورم منفی چیست و چرا چین از آن میترسد؟ یکی از نگرانیهای اصلی پکن، چیزی است که اقتصاددانها آن را «تورم منفی» مینامند. تورم منفی در سادهترین تعریف یعنی قیمتها به جای افزایش، برای مدتی کاهش پیدا کنند. در نگاه اول ممکن است این اتفاق خوب به نظر برسد. چه کسی از ارزان شدن کالاها ناراضی است؟ مشکل زمانی شروع میشود که مردم و شرکتها انتظار داشته باشند قیمتها در آینده هم پایینتر برود. فرض کنید کسی قصد خرید یک یخچال ۱۰۰ میلیون تومانی دارد، اما تصور میکند سه ماه دیگر همان یخچال ۹۰ میلیون تومان خواهد بود. ممکن است خریدش را عقب بیندازد. اگر میلیونها نفر و هزاران شرکت همین رفتار را تکرار کنند، فروش کاهش مییابد. در مرحله بعد، شرکتها برای فروش بیشتر قیمتها را پایین میآورند. درآمدشان کم میشود و تولید یا استخدام را کاهش دهند. کاهش درآمد مردم نیز دوباره مصرف را پایین میآورد و چرخه از نو شروع میشود. چین دقیقاً نمیخواهد وارد چنین چرخهای شود. فشار تورمی در چین مدتهاست پایین است. طبق گزارش صندوق بینالمللی پول، قیمتهای تولیدکننده در این کشور از اکتبر ۲۰۲۲ در محدوده منفی قرار داشته و تا پایان ۲۰۲۵، این وضعیت ۳۹ ماه متوالی ادامه پیدا کرده بود. صندوق بینالمللی پول ضعف تقاضای داخلی، بحران بازار مسکن و مازاد عرضه در برخی صنایع را از عوامل اصلی این وضعیت میداند. پکن برای همین سراغ یک پروژه عظیم رفته است دولت چین برنامه جدید خود را بر پایه چیزی که «شش شبکه» نامیده میشود، طراحی کرده است: آب، برق، زیرساختهای شهری، توان محاسباتی و مراکز داده، حملونقل و لجستیک و ارتباطات نسل جدید. برآوردها نشان میدهد چین طی پنج سال آینده حدود ۶ تریلیون یوان برای پروژههای آب، ۵.۵ تریلیون یوان برای شبکه برق، ۵ تریلیون یوان برای لولهها و زیرساختهای زیرزمینی شهری، ۴ تریلیون یوان برای مراکز داده، ۲.۷ تریلیون یوان برای لجستیک و دستکم ۱.۳ تریلیون یوان برای ارتباطات هزینه خواهد کرد. اما این فقط یک پروژه برای ساختوساز نیست. پکن امیدوار است با این کار هم پول وارد اقتصاد کند و هم زیرساختهایی بسازد که در سالهای آینده به آنها نیاز خواهد داشت. «دیوار بزرگ» زیر زمین چه میکند؟ بخشی از این ایده را میتوان در شهر جنوبی هنگچین دید. در زیر زمین این منطقه شبکهای از تونلهای بتنی ساخته شده که لولههای آب، کابلهای برق و فیبرهای نوری را در خود جای دادهاند. مقامهای محلی به آن دیوار بزرگ زیرزمینی میگویند. فایده آن ساده است. به جای اینکه برای هر تعمیر خیابان را بکنند و دوباره آسفالت کنند، تجهیزات مختلف در یک مسیر زیرزمینی قرار گرفتهاند و تعمیرکاران میتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. در این تونلها حتی حسگرهایی برای تشخیص نشت آب و تجهیزات کنترل سیلاب نصب شده است. چین قصد دارد طی پنج سال حدود ۷۷۰ هزار کیلومتر از شبکههای لولهکشی خود را بسازد یا نوسازی کند. در شبکه برق نیز هدف فقط افزایش ظرفیت نیست. چین در سالهای اخیر مقدار زیادی انرژی خورشیدی و بادی تولید کرده است، اما تولید این انرژیها همیشه ثابت نیست. خورشید شبها نمیتابد و باد نیز همیشه نمیوزد. بنابراین شبکه برق باید به اندازهای پیشرفته باشد که بتواند برق تولیدشده در یک منطقه را ذخیره یا به مناطق دیگر منتقل کند. چرا چین دادهها را از شرق به غرب میبرد؟ یکی از عجیبترین بخشهای برنامه «شش شبکه»، ساخت مراکز داده در غرب چین است. بیشتر فعالیتهای اقتصادی و جمعیت چین در شرق و مناطق ساحلی متمرکز است و همین مناطق حجم عظیمی داده تولید میکنند. اما زمین و انرژی در بخشهایی از غرب کشور ارزانتر و در دسترستر است. پکن میخواهد بخشی از مراکز داده بزرگ خود را در مناطقی غربی کشورش ایجاد کند. این مراکز فقط برای ذخیره اطلاعات نیستند. آنها زیرساخت مورد نیاز برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی، خودروهای خودران، رباتها و پهپادها را نیز فراهم میکنند. در واقع چین میخواهد شبکه برق، اینترنت، مراکز داده، حملونقل و هوش مصنوعی را به یکدیگر متصل کند. برای مثال، هوش مصنوعی میتواند مصرف برق را پیشبینی کند؛ مراکز داده به برق و ارتباطات نیاز دارند و کارخانههای جدید نیز به همین شبکهها وابسته خواهند بود. اما یک مشکل قدیمی وجود دارد، چین قبلاً هم بیش از حد زیرساخت ساخته است. بعد از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸، دولت چین برای جلوگیری از سقوط رشد اقتصادی یک بسته محرک بسیار بزرگ اجرا کرد. این برنامه اقتصاد را سرپا نگه داشت، اما همزمان بدهی دولتهای محلی را افزایش داد و در برخی مناطق پروژههایی ساخته شد که استفاده اقتصادی آنها کمتر از هزینه ساختشان بود. حالا پکن نمیخواهد همان داستان تکرار شود. دولت مرکزی قرار است نقش بیشتری در تأمین مالی و انتخاب پروژهها داشته باشد و بخشی از هزینهها از طریق شرکتهای دولتی و بانکهای سیاستگذار تأمین شود. هدف این است که پروژههای جدید به جای ساختن جاده، ساختمان یا شبکهای صرفاً برای ایجاد رشد کوتاهمدت، زیرساختی ایجاد کنند که در آینده نیز مورد استفاده قرار بگیرد. با این حال، هنوز یک سؤال مهم باقی است: آیا تمام این ۲۵ تریلیون یوان واقعاً رشد اقتصادی ایجاد میکند؟ چرا مصرف چینیها برای اقتصاد جهان مهم است؟ اینجا داستان از چین فراتر میرود. چین یکی از بزرگترین صادرکنندگان جهان است. وقتی مردم چین کمتر خرید میکنند اما کارخانههای این کشور همچنان با ظرفیت بالا تولید میکنند، کالاهای بیشتری برای فروش در بازارهای خارجی باقی میماند. به زبان ساده، اگر چینیها کمتر بخرند و کارخانهها همچنان زیاد تولید کنند، چین باید بخش بیشتری از تولید خود را به کشورهای دیگر بفروشد. همین اتفاق در سالهای اخیر به افزایش مازاد تجاری چین کمک کرده است. صندوق بینالمللی پول نیز میگوید ضعف تقاضای داخلی چین، در کنار صادرات قدرتمند، به ایجاد عدم تعادل در تجارت جهانی منجر شده است. این مسئله برای سایر کشورها اهمیت دارد. فرض کنید چین در حجم بسیار بزرگی خودرو برقی، باتری، تجهیزات خورشیدی، فولاد یا کالاهای صنعتی تولید کند و بازار داخلی آنقدر بزرگ نباشد که همه این محصولات را مصرف کند. بخش بیشتری از این کالاها راهی بازارهای خارجی میشوند. در چنین شرایطی تولیدکنندگان کشورهای دیگر ممکن است با کالاهای ارزان چینی رقابت سختتری پیدا کنند. نتیجه میتواند افزایش فشار برای وضع تعرفه و محدودیت واردات باشد؛ اتفاقی که در سالهای اخیر در روابط چین با آمریکا و اروپا نیز دیده شده است. اما اگر دولت چین بتواند بخشی از پول و ظرفیت تولید را به اقتصاد داخلی برگرداند و مردم دوباره بیشتر مصرف کنند، وابستگی رشد چین به صادرات کمتر میشود. اگر مردم به دلیل نگرانی درباره آینده کمتر خرج کنند، شرکتها فروش کمتری خواهند داشت. اگر فروش کم شود، سرمایهگذاری و استخدام کاهش پیدا میکند. درآمد خانوارها نیز ضعیفتر میشود و مردم دوباره بیشتر پسانداز میکنند. دولت میتواند در چنین شرایطی وارد عمل شود و با ساخت پروژههای عمومی، سفارش برای کارخانهها و شرکتها ایجاد کند، کارگران را به پروژهها بفرستد و پول بیشتری وارد اقتصاد کند. این همان منطق قدیمی پروژههای عمومی در دورههای رکود است: اگر مردم و شرکتها کمتر خرج میکنند، دولت میتواند برای مدتی جای آنها را در اقتصاد پر کند. اما تفاوت مهم چین این است که پکن میخواهد این پول را صرف زیرساختهایی کند که در آینده نیز به کار اقتصاد بیایند. اگر موفق شود، چین هم تقاضای داخلی خود را تقویت کرده، هم شبکه برق و آب خود را نوسازی کرده، هم زیرساخت هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال را توسعه داده و هم فشار ناشی از وابستگی به صادرات را کاهش داده است. اما اگر این پروژهها به ساخت زیرساختهای غیرضروری، بدهی بیشتر و ظرفیت تولید اضافی منجر شوند، ممکن است نتیجه کاملاً متفاوت باشد. سؤال اصلی این است که چین با این پول چه چیزی میسازد و آیا آنچه میسازد واقعاً برای اقتصاد آینده این کشور لازم است یا نه، چیزی که پاسخ آن تاثیر زیادی روی اقتصاد جهانی خواهد داشت.
پروژه جدید چین: مردم باید بیشتر مصرف کنند
عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - چین سالهاست برای رشد اقتصادی به پروژههای بزرگ عمرانی تکیه کرده است. از راهآهن و بزرگراه گرفته تا شهرهای جدید و نیروگاهها، ساخت زیرساخت برای پکن هم ابزار ایجاد شغل بوده و هم راهی برای تزریق…
wetosadmin
7 دقیقه مطالعه
کد خبر: 15,616
نویسنده