خبر فوری
فرهنگی

سیدعلی صالحی: حتی اگر کاغذ نباشد، با انگشتان خونینم بر پهنه البرز شعرم را می‌نویسم

آیین درنگی بر «طربنامه کائنات» مجموعه شعر سیدعلی صالحی با حضور شاعر، لیلی گلستان مترجم، پوران کاوه شاعر و مترجم و محمدعلی نیازی میزبان سه‌شنبه ۱۴ مهر در کتاب‌فروشی اردیبهشت نسل به همت انتشارات بدرقه جاویدان برگزار شد. سیدعلی صالحی با اشاره…

آیین درنگی بر «طربنامه کائنات» مجموعه شعر سیدعلی صالحی با حضور شاعر، لیلی گلستان مترجم، پوران کاوه شاعر و مترجم و محمدعلی نیازی میزبان سه‌شنبه ۱۴ مهر در کتاب‌فروشی اردیبهشت نسل به همت انتشارات بدرقه جاویدان برگزار شد. سیدعلی صالحی با اشاره به اینکه از در جمع واژگان را فراموش می‌کند، ادامه داد: دوست داشتم برای کتابم از دو کهکشان شاعران، یعنی مولانا و حافظ که بدون آنها زبان فارسی لنگ می‌زند، کمک بگیرم. حافظ واژه «طربنامه» و مولانا واژه «کائنات» را به من پیشنهاد داد و ممکن است این عنوان ربطی به کتاب نداشته باشد. این شاعر با بیان اینکه در شعر امروز ایران دست شاعر باز است، ادامه داد: همه چیزی را می‌توانیم در شعر بگوییم. در یک کتاب یک صفحه را سفید گذاشتم، ممکن است مخاطب فکر کند آن صفحه اشتباهِ چاپی است، اما شعری در آن صفحه پنهان است. صالحی با تاکید بر اینکه شاعر کسی است که مخاطب را جایگزین خود کند، ادامه داد: یعنی شاعر باید با مخاطب ارتباط ساده داشته باشد، بدون ارتباط، باید شاعر بتواند ارتباط برقرار کند. اگر یک شعر را عامه مردم بفهمند و خواص بپسندند یحتمل شعرِ مطلق است، اگر یکی از این دو گروه نتوانستند از شعر لذت ببرند، باید از شعر گفتن دست کشید. او به شاعران جوان جمع تاکید کرد که نباید ناامید باشند و ادامه داد: شاعران جمع توجه داشته باشند، من حتی اگر کاغذ نباشد، با انگشتان خونینم بر پهنه البرز شعرم را می‌نویسم. کشور ما هر چیز ندارد دو چیز یعنی مردم و شعر دارد و وقتی این دو به هم می‌رسند انفجاری به نام عشق اتفاق می‌افتد صالحی درباره شکل‌گیری جریان «موج ناب» توضیح داد: ما پنج شاعر بودیم که در مسجد سلیمان کلید شعر را زدیم. جنگ با سانسور در طول تاریخ باعث شده بتوانیم زبانی پر استعاره پیدا کنیم؛ و این باعث شد یک جریان تولید شود. آنقدر به هم نزدیک شدیم که شعرهایمان شبیه هم شده بود. این شاعر درباره «ری‌را» بیان کرد: در یک کتاب‌فروشی در تجریش برای کودکان قصه‌گویی می‌کردم، کتاب‌های تازه را می‌خواندم، روزی خانمی وارد کتاب‌فروشی شد، هنوز صورتش را ندیده بودم که جابه‌جا شدم، حجاب تربیتی غلیظ به من اجازه کاری نداد، او کتاب را خرید و رفت. از تمام نیکان خواهش کردم که برگردد و برگشت، به او سلام کردم تا ۱۲ شب پیاده‌روی کردیم، اسمش ری‌را بود. من عاشق شدم و گفتم فردا بیا، گفت نه اینطور نیست، هفته‌ای یکبار یکدیگر را می‌دیدیم و کتاب‌هایی را که خوانده بودیم برای هم تعریف می‌کردیم. زندگی ما شروع شد و تا اواخر ۱۳۶۲ قرار گذاشتیم که به همان کوچه و همان مکان بیاید، اما نیامد، من هم یکسال بعد ازدواج کردم. او در پایان تاکید کرد: کشور ما هر چیز ندارد دو چیز یعنی مردم و شعر دارد و وقتی این دو به هم می‌رسند انفجاری به نام عشق اتفاق می‌افتد. لیلی گلستان خاطره‌ای از سیدعلی صالحی تعریف کرد و گفت: نخستین بار او به گالری من آمده بود، یکی از دوستانم که او را دوست داشت قبل از او از گالری خارج شده بود، دویدم و او را صدا کردم و او هم دوید تا صالحی را از نزدیک ببیند. این هنرمند با اشاره به اینکه بسیار شعر می‌خواند، ادامه داد: خودم نمی‌توانم شعر بنویسم. صالحی یکی از ۱۰ شاعر برتر معاصر و انسانی مثبت‌اندیش و روان‌گو است. کتاب‌های صالحی را دوست دارم. گلستان در ادمه چند شعر از کتاب «اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ» از صالحی را خواند. پوران کاوه درباره کتاب «طربنامه کائنات» گفت: این کتابی متفاوت با سبکی متفاوت و تامل‌برانگیز است، کتاب وقتی منتشر می‌شود فقط برای نویسنده نیست، بلکه در ذهن مخاطب ادامه پیدا می‌کند. این شاعر با اشاره به عنوان کتاب، توضیح داد: «کائنات» به معنی جهان بی‌انت‌ها و «طرب» به معنی آن لحظه شادی است که انسان در میان سختی‌ها آرزو می‌کند. یکی از جذابیت‌های این کتاب برای من حضور تاریخ و سنت‌ها و مکان‌ها است. مکان می‌تواند عشق، وصال یا دوری، صدای مردمی که در کوچه‌هایش راه رفتند باشد. او با اشاره به شعر‌های کتاب «طربنامه کائنات» بیان کرد: صالحی یک لحظه از «من» سخن می‌گوید و بعد این من به اندازه تاریخ بزرگ می‌شود و نشان می‌دهد درد انسان فقط درد او نیست، بلکه درد مشترک است. شعر نشان می‌دهد چه چیزی در گذشته در انسان باقی مانده است و در او نفس می‌کشد. شاید یکی از زیبایی‌های شعر این باشد که صالحی توانسته در یک سطر هزار سال را دنبال کند، از کنار یک بنای تاریخی عبور کند تا شعر به مقصد باشد. کاوه ادامه داد: در کتاب «طربنامه کائنات» شاعر با جهانی سخن می‌گوید که در آن با تمام زخم‌هایش هنوز سرشار از شعر، کلمه و عشق است و می‌تواند از زیبایی‌ها بگوید.

نویسنده

wetosadmin

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود.