فرارو- در جهانی پر از تنش، بسیاری از روابط انسانی قربانی اصرار بر حقبهجانب بودن میشوند؛ رویکردی که میتوان با پرورش هوش هیجانی و تغییر الگوی ذهنی در لحظات بحرانی، آن را مهار کرد. به گزارش فرارو به نقل از اینک، برای آنکه مهارت شنیدن فعال را آغاز کنید، نخست باید بر تمایل درونی خود برای ورود به مجادله غلبه نمایید. سه پرسش کاربردی وجود دارد که میتواند به شما کمک کند احساسات تند و هیجانات ناگهانی را مهار کنید و واکنشهای هیجانی خام را به رفتارهای هوشمندانه و حسابشده تبدیل سازید. این دغدغه برای بسیاری از افراد آشناست: «چگونه میتوان بحثوجدل را متوقف کرد و یک شنونده واقعی بود؟» پاسخ بنیادین این است: تا زمانی که در ذهن یا کلام خود در حال ستیز و مباحثه هستید، هرگز شنونده خوبی نخواهید بود. هوش هیجانی، درست همانند هوش عمومی، فرآیندی کاملاً هدفمحور است. اگر غلیان احساسات مانع از تحقق اهداف بنیادین شما در زندگی شود، آن هیجانات نه سودمند، بلکه مخرب و زیانبار هستند. هنر اصلی آن است که بیاموزید احساسات خود را در مسیر تحقق اهدافتان به کار گیرید، نه آنکه بگذارید احساسات علیه منافع واقعی شما دست به کار شوند. برای خروج از دام مجادلات فرساینده، در لحظاتی که حرارت هیجانات در درونتان بالا میگیرد، دو پرسش نخست را با خود مرور کنید: ۱. هدف نهایی من در این موقعیت چیست؟ ۲. آیا احساسات کنونی من در خدمت دستیابی به این هدف هستند یا مانع آن؟ گاهی اوقات هدف ناخودآگاه شما صرفاً اثبات برتری فکری خود است؛ اما هنگامی که درنگ میکنید و میپرسید: «هدف واقعی من در این رابطه چیست؟»، پاسخ روشن میشود: «حفظ رابطهای سالم، عمیق و توأم با احترام متقابل.» در چنین شرایطی درمییابید که اصرار بر اینکه حق با چه کسی است، اهمیتی ندارد. حتی اگر از زاویه دید شما، موضوع برای رابطه مهم باشد، تحمیل عقیده مشکلی را حل نمیکند؛ چرا که طرف مقابل نیز خود را برحق میداند. در حقیقت، آنچه همه انسانها عمیقاً در پی آن هستند، درک شدن است و نه مورد قضاوت قرار گرفتن. در این نقطه، اصلی حیاتی از اصول هوش هیجانی رخ مینمایاند: همدلی به معنای موافقت نیست. کریس واس، مذاکرهکننده ارشد سابق افبیآی در پروندههای گروگانگیری، در تجربیات خود تأکید میکند در سختترین شرایط و روبهرو شدن با افراطیترین دیدگاهها، نمیتوانست با اعمال یا تفکرات گروگانگیران موافقت کند؛ اما برای پیشبرد مذاکره، لازم بود احساسات آنها را به درستی درک کرده و نشان دهد که دغدغههایشان شنیده شده است. اگرچه چالشهای روزمره ما با پیچیدگی مذاکرات بحرانی یکسان نیست، اما یادآوری این اصل طلایی که همدلی هرگز مساوی با تسلیم یا موافقت با نظر فرد مقابل نیست، راهگشاست. برای تحقق این مهارت، پرسش سوم مطرح میشود: ۳. چگونه میتوانم احساسات طرف مقابل را درک کنم و با آن ارتباط بگیرم، حتی اگر با موضع و نظریات او مخالف باشم؟ طرح این پرسش سبب میشود کانون توجه شما از ساختن دیوارهای تدافعی به سمت ایجاد پلهای ارتباطی تغییر یابد. تغییر این الگو نیازمند تمرین مستمر، صبوری و خودآگاهی است؛ اما تکرار آن به مرور زمان ذهن را بازبرنامهریزی کرده و ستیزهجویی را به پیوندهایی پایدار بدل میسازد.
راهنمای مهار خشم در بحث و گفتوگو؛ سه پرسش نجاتبخش برای نجات روابط
فرارو- در جهانی پر از تنش، بسیاری از روابط انسانی قربانی اصرار بر حقبهجانب بودن میشوند؛ رویکردی که میتوان با پرورش هوش هیجانی و تغییر الگوی ذهنی در لحظات بحرانی، آن را مهار کرد. به گزارش فرارو به نقل از اینک، برای…
wetosadmin
3 دقیقه مطالعه
کد خبر: 12,718
نویسنده
wetosadmin
ادامه این پرونده
خبرهای مرتبط