خبر فوری
یک رسانه: در ۲۵ روز نخست مهر ماه، ۵۸ کارگر بر اثر حوادث ناشی از کار جان باخته‌اند؛ از ریزش معادن و سقوط از ارتفاع تا گازگرفتگی و حوادث ماشین آلات صنعتی/ معرفی ۵ عامل اصلی در افزایش حوادث کارگری؛ کارگران از ترس اخراج، خطر‌ها را گزارش نمی‌کنند اگر تمامیت ارضی یا مرزهای هر یک از اعضا تهدید شود، سایر اعضا باید از تمام ابزارهای لازم برای از بین بردن خطرها استفاده کنند/ طرف‌ها در زمان صلح، جنگ و سایر شرایط اضطراری، پشتیبانی لجستیکی لازم را برای یکدیگر فراهم خواهند کرد/ داده‌های اطلاعاتی با یکدیگر به اشتراک گذاشته می‌شوند/ هر یک از طرف‌ها می‌تواند پس از گذشت ۱۰ سال از لازم‌الاجرا شدن این توافق، از آن خارج شود اگر جنگ جدیدی علیه ایران آغاز شود، آتش آن دامن همه را فرا خواهد گرفت/ ایران معتقد است سگ زرد برادر شغال است؛ پس منتظر نتایج انتخابات کنگره آمریکا نبوده و نیست/ در صورت حمله، با شدت، قدرت و به صورت دردآور منافع آمریکا را بدون محدودیت، هدف قرار خواهیم داد/ به سازمان‌های بین‌المللی به ویژه آژانس انرژی اتمی هشدار می‌دهیم که از ادامه ایفای نقش گرگ در لباس میش خودداری کنند ایران مذاکرات با آمریکا را طولانی کرده تا پیش از انتخابات نوامبر، موقعیت سیاسی ترامپ را تضعیف کند/ تهران معتقد است که رئیس‌جمهور آمریکا می‌خواهد برای شکستن بن‌بست، حملات تازه‌ای را آغاز کند/ تهران خود را برای حملات مجدد اسرائیل و آمریکا آماده می‌کند، نه برای توافق/ احتمال دستیابی به پیشرفت در مذاکرات پیش از انتخابات در ایالات متحده، بسیار اندک است ستاره چادرملو بازی با استقلال را از دست داد ببینید؛ راه‌حل خیلی آسان لوئیس انریکه برای مهار لامین یامال!
فرهنگی

اولین مهد کودک رسمی ایران/ از همایون خرم تا کامبیز درم بخش

عصر ایران ؛ علی نجومی ــ روزگاری بود کافه نشر ثالث کنج دنج و آرام عصر دوشنبه های حلقه دوستان بود. جمع می شدیم می گفتیم می شنیدیم و از گذر عمر ناله ها می ساختیم و چای اعلای ایرانی می نوشیدیم…

عصر ایران ؛ علی نجومی ــ روزگاری بود کافه نشر ثالث کنج دنج و آرام عصر دوشنبه های حلقه دوستان بود. جمع می شدیم می گفتیم می شنیدیم و از گذر عمر ناله ها می ساختیم و چای اعلای ایرانی می نوشیدیم و فک ها و گوش ها که خسته می شد می زدیم بیرون سمت خانه هنرمندان و سینما تک تا به کلاسیک های دوشنبه شب ها کمی صفا کنیم. در این میان خیلی پیش می آمد در کافه چشممان به جمال بزرگی از اهالی هنر و فرهنگ این سرزمین در کافه ثالث روشن می شد که در میان همه آن ها کامبیز خان درم بخش گرافیست و کاریکاتوریست یگانه ایران جان جایگاه ویژه ای داشت. او را آن قدر اهالی کافه عزیز می داشتند که میز خاص خودش را داشت. زیاد اهل صحبت کردن نبود بیشتر قلم را روی کاغذ می رقصاند. اما نمی دانم چه طور شد آن روز داشت با یکی از مراجعه کنندگان کافه صحبت می کرد و اسم کودکستان برسابه را از زبانش شنیدم و و گفت از روزهایی که کت و شلوار به تن می رفته برسابه. اما داستان را از عقب تر شروع کرد: روزگاری نامش میدان نگارستان بود که وام دار باغ طرب انگیز و مصفای نگارستان در پهنه شمالی اش بود اما بعد ها در اواخر حکومت رضا شاه نامش را به میدان بهارستان تغییر دادند که این بار اسمش را از عمارت بهارستان (مجلس شورای ملی) می گرفت و این اسم هنوز بر جای خودش باقی است. روزگاری به حق قلب تپنده تهران نامیده می شد. دفاتر انتشاراتی های مشهور و پایتخت و مراکز انجمن های مختلف سیاسی در آن حوالی و حول و حوش خانه داشت. اما امروز دل در گروی گیسوی یار دیگری داریم. یکی از خیابان های فرعی که به میدان بهارستان نی رسند خیابان شیرازی است که از جنوب غرب میدان به صورت اریب به خیابان ملت پیوند می خورد. در میانه این خیابان نه چندان عریض و طویل یک بن بست قدیمی به چشم می خورد. اسم بن بست برسابه است که روزگاری اولین کودکستان ایران با مجوز رسمی وزارت فرهنگ در سال ۱۳۱۰ در آن جا تاسیس شد. البته سابقه کودکستان در ایران به کمی پیشتر باز می گشت اولین آنها کانانیان بود که در محله جلفای اصفهان در سال ۱۲۸۴ یعنی یک سال قبل از مشروطه تاسیس شد. چند سال بعد هم جبار خان عسگر زاده مشهور به جبار باغچه بان کودکستانی به نام باغچه اطفال در تبریز دایر کرد که بعد ها نمنونه تکمیل شده اش شد همان مدر سه ناشنوایان باغچه بان. برسابه هوسپیان وجه تسمیه خانم برسابه هوسپیان متولد سال ۱۲۸۵ یعنی سال مشروطه در اصفهان بود در یک سالگی، خانواده اش به تهران آمدند. خودش محصل مدرسه مشهور هایکازیان بود که اولین مدرسه ملی ارامنه در ایران بود. خانم برسابه بعد ها در اواخر دهه ۱۳۲۰ به سویس رفت وتحصیلات خود را در زمینه علوم تربیتی و روان شناسی کودکان و نوجوانان در دانشگاه ژنو پیگیری کرد. بعدتر که به ایران بازگشت در اواخر دهه ۱۳۳۰ دبستان و دبیرستان برسابه را هم پایه گذاری کرد و بعد از چند سال هم مدرسه و کودکستان را منتقل کرد خیابان ویلا‌ ( استاد نجات اللهی فعلی) کامبیز درم بخش سه شنبه ۲ تیر سال ۱۲۸۷ که قزاق های تحت امر کلنل لیاخوف عمارت مجلس شورا را در شرق میدان بهارستان به توپ بستند این طرف میدان یعنی خیابان اکباتان هم عمارت چشم نواز مسعودیه به خاک و خون کشیده شد. تعدادی از مجلسی ها و مشروطه طلب ها به آن جا پناه برده بودند. مسعود میرزا ظل السلطان پسر ارشد ناصر الدین شاه که عموی شاه حاضر یعنی محمد علی شاه بود مدعی سلطنت بود و این وسط بهانه پیدا کرده بود که وسط دعوای آزادی خواهان و محمد علی شاه طرف اول را بگیرد. اما سنبه برادر زاده پر زورتر بود. بعد ها این عمارت را دادند به انجمن معارف که متولی ساخت مدارس نوین و مدرن در ایران بود. سال ها بعد وزارت فرهنگ هم ساختمان اصلی اش را در این ساختمان قرار داد. و واقع شدن اولین کودکستان مدرن ایران در نزدیکی این عمارت از نکات جالب قلب تهران است. البته در میان کودکان برسابه باید به مهندس همایون خان خرم هم اشاره کرد او که با ملودی های گوش نوازش جایگاهی رفیع در خاطرات ما دارد که شاید معروف ترین شان ( تو ای پری کجایی ) باشد با صدای حسین خان قوامی و شعر هوشنگ خان ابتهاج.

نویسنده

wetosadmin

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود.