امیر صدرا صیام در یادداشتی در عصر ایران نوشت: « در سینمای کمدی ایران، بعضی تمهیدات بهقدری تکرار میشوند که بهجای آنکه ابزار روایت باشند، خود به هدف بدل میشوند. گویی فیلمساز پیش از آنکه قصهای برای گفتن داشته باشد، به دنبال موقعیتی میگردد که بتواند از آن خنده بیرون بکشد و مخاطب را به سالن سینما بکشاند. زنپوشی یکی از همین تمهیدات است؛ شگردی که روزگاری میتوانست در خدمت خلق موقعیتهای کمیک قرار بگیرد، اما حالا در آثاری چون «خانوم والده» بیش از آنکه نشانه خلاقیت باشد، به علامتی از فقر ایده و ناتوانی در قصهگویی تبدیل شده است. مسأله نه خود این شگرد، بلکه پناه بردن به آن برای پوشاندن خلأهایی است که در لایههای زیرین فیلمنامه وجود دارد. زنپوشی در تاریخ کمدی، چه در سینمای جهان و چه در سینمای ایران، سابقهای طولانی دارد. تغییر ظاهر، جابهجایی هویت و قرار گرفتن شخصیت در موقعیتی خلاف عادت، بالقوه میتواند زمینهساز طنز باشد؛ بهویژه وقتی این تغییر، مناسبات اجتماعی، جنسیتی و خانوادگی را به چالش بکشد. اما چنین امکانی زمانی به نتیجه میرسد که از دل یک ضرورت دراماتیک بیرون بیاید و در پیشبرد قصه نقشی اساسی ایفا کند. در غیر این صورت، آنچه باقی میماند، مجموعهای از شوخیهای قابل پیشبینی است که بیشتر بر ظاهر شخصیت و واکنشهای سطحی دیگران تکیه دارد تا بر موقعیتسازی خلاقانه و کشف تناقضهای انسانی. «خانوم والده» را نیز میتوان در امتداد همین الگو بررسی کرد. الگویی که در آن، زنپوشی بهجای آنکه حاصل منطق قصه باشد، به موتور اصلی تولید خنده تبدیل میشود. گویی فیلمساز تصور میکند همین تغییر ظاهر برای شکلگیری یک کمدی موفق کفایت میکند و دیگر نیازی نیست شخصیتها عمق پیدا کنند، موقعیتها بهتدریج گسترش یابند یا شوخیها از دل روابط و مناسبات داستانی بیرون بیایند. حال آن که کمدی، بیش از هر ژانر دیگری، به ظرافت در طراحی موقعیت و دقت در پرداخت جزئیات نیاز دارد. خندهای که از دل یک موقعیت درست و حسابشده بیرون میآید، ماندگارتر از خندهای است که صرفاً به یک ظاهر متفاوت یا رفتاری اغراقشده متکی است. مشکل اصلی اینجاست که وقتی یک تمهید به فرمول تبدیل میشود، قابلیت غافلگیری خود را از دست میدهد. مخاطبی که بارها با چنین موقعیتهایی روبهرو شده، دیگر بهسادگی با تکرار همان الگوها غافلگیر نمیشود. در نتیجه، فیلم برای جبران فقدان تازگی، ناچار به اغراق بیشتر، شوخیهای دمدستیتر و موقعیتهای سطحیتری روی میآورد؛ چرخهای معیوب که در آن، هرچه قصه ضعیفتر میشود، اتکای فیلم به کلیشهها افزایش مییابد. اینجاست که تمهید کمدی نهتنها نقطه قوت اثر نیست، بلکه ضعفهای فیلمنامه را عیانتر میکند. در این میان، آنچه بیش از همه جای تأسف دارد، وضعیت بازیگرانی است که ظرفیتهایشان بهمراتب فراتر از چنین الگوهایی است. رضا عطاران نمونه روشنی از این ظرفیت است؛ بازیگری که تواناییاش در خلق موقعیتهای کمیک، شناخت مناسبات اجتماعی و بهرهگیری از جزئیات رفتاری، بارها نشان داده که کمدی میتواند فراتر از ادا و اطوار و شوخیهای سطحی حرکت کند. امضای بازی عطاران، در بهترین لحظاتش، نه در اغراق صرف، بلکه در نوعی سادگی ظاهری و شناخت عمیق از تناقضهای شخصیتهای معمولی شکل میگیرد؛ آدمهایی که خندهدارند، چون زندگیشان واجد تناقض است، نه صرفا به این دلیل که در موقعیتی عجیب قرار گرفتهاند. از همین منظر، حضور بازیگری با چنین تواناییهایی در کمدیهایی که بیش از هر چیز به فرمولهای امتحانپسداده و جذابیتهای تجاری متکیاند، پرسشبرانگیز است. البته نمیتوان از سینمای تجاری انتظار داشت که ضرورتهای گیشه را نادیده بگیرد، اما مسئله این است که آیا فروش باید به بهای نادیده گرفتن ظرفیتهای خلاقانه سینما تمام شود؟ آیا میتوان با تکرار چند کلیشه آشنا، هم مخاطب را خنداند و هم شأن کمدی را حفظ کرد؟ پاسخ را باید در تفاوت میان سرگرمی و ابتذال جستوجو کرد؛ تفاوتی که نه در میزان خنده مخاطب، بلکه در کیفیت مواجهه فیلم با او شکل میگیرد. سینمای کمدی برای زنده ماندن به شوخیهای تازه، شخصیتهای باورپذیر و موقعیتهایی نیاز دارد که از دل زندگی و تناقضهای آن بیرون آمده باشند. زنپوشی نیز میتواند در خدمت چنین کمدیای قرار گیرد، مشروط بر آنکه جای قصه را نگیرد و به راهی آسان برای عبور از دشواریهای فیلمنامهنویسی تبدیل نشود. آنچه در «خانوم والده» و نمونههای مشابه باید به آن توجه کرد، نه صرفا تکرار یک شگرد، بلکه نشانهای از گرایش نگرانکننده به تولید کمدیهایی است که گیشه را میشناسند، اما چندان اعتنایی به ظرفیتهای قصهگویی ندارند. در چنین وضعیتی، بیش از آنکه با بحران خنده مواجه باشیم، با بحران ایده روبهرو هستیم؛ بحرانی که قربانی اصلی آن، هم سینمای کمدی است و هم بازیگرانی که میتوانند بسیار بیش از اینها باشند.»
«نقدی به فیلم خانم والده» چرا زنپوشی پناهگاه کمدیهای بیقصه شد؟
امیر صدرا صیام در یادداشتی در عصر ایران نوشت: « در سینمای کمدی ایران، بعضی تمهیدات بهقدری تکرار میشوند که بهجای آنکه ابزار روایت باشند، خود به هدف بدل میشوند. گویی فیلمساز پیش از آنکه قصهای برای گفتن داشته باشد، به دنبال…
wetosadmin
4 دقیقه مطالعه
کد خبر: 17,599
نویسنده
wetosadmin
ادامه این پرونده