فرشاد مومنی – رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد – در نشستی با عنوان جنگ «روایتها؛ کاوشی در سازوکارهای مهندسی اندیشهها و واقعیتها» میگوید: جنگ روایتها در زمینه مهندسی اندیشهها و واقعیتهای اقتصادی، به انتشار یک مجموعه سهجلدی با عنوان «روششناسی و مبانی نقد در اندیشهها و تحلیل رخدادهای اقتصادی» میگویند که یکی از پژوهشهای حیاتی به پژوهشهای مورد نیاز معرفتی امروز ایران است. وی افزود: در زمانههای که اصیلاندیشیدن و پرداختن به نیازهای عمیق معرفتی در کشور ما میشود، نمیکند، این اهتمامی که وی به خرج داده است، زحمتهایی که کشیدهاند و خیری را میدهند که برای آینده ایران و عدهای ساخته شده، مایه تقدیر است. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد مشخص کرد: اگر بخواهم به مطالبی که آقای راهداری زحمت بکشد، از زوایای دیگری بپردازم به روزمره ما با انواع پرشماری از دستکاریهای موجود در صورت مشارکتی که نسبتی با منافع ملی وجود ندارد. دامنزدن به مباحث بنیادی که به ما کمک میکند قادر به اجرای گزارشهای معتبر علمی را از گزارههای نامبر تفکیک بکنیم، شاید یکی از بهترین خدمات حیاتی باشد که از یک نظام توسعهخواه انتظار میرود و ما در کشور کوچکترین ردی از این نوع مسئولیتشناسیها نمیبینیم. مومنی: کاری که مدتهاست در حال حاضر در آن زمان درباره نقشآفرینی دولت در توسعه، از یک دوره بعد از انفجار اطلاعات و انقلابهای انفورماتیک و الکترونیکی است که ما را با شرایطی بسیار غیرمتعارف از نظر گزارشها و متحیرکردن انسانها و یکی از مهمترین مسئولیتهای جامعه مدنی و نهادهای تخصصی با مردم میدانند و حتی میگویند. این کارشناس اقتصادی میگوید: چگونه باید با این عصر اطلاعاتی در مورد اینکه چه باید کرد و چیست؟ کلید واژه این است که، چون ما آموزشی را قادر به تشخیص درست از دروغ و گزارش معتبر علمی از گزارش نامبر علمی را میدانیم، همیشه درگیریهایی را مشاهده میکنیم که یکدفعه میبینید پشت پردهاش است که یا به اولیگارشها و مافیاهای داخلی برمیگردد و یا به قدرتهای بیرونی که این موضوع حیاتی است. قدرت تشخیص در نظام تصمیم گیریهای اقتصادی فاجعه است مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: میگویند در عصر انفجار اطلاعات قدرت، قدرت تشخیص درست از نادرست در تمام عرصهها میتواند یکی از حیاتیترین مسائل باشد و اگر دقت کنید، یکی از کانونهای تشدید بحران در حیطه اقتصاد ایران است که با ادله و قواعد پرشماری میتواند نشان دهد که نظام تصمیمگیریهای اساسی در اقتصاد ایران است. فاجعهآمیز دارد. مومنی تصریح کرد: به زبان ساده میآید که یک نظام تصمیمگیری و تخصیص منابع در شرایطی که ما بیش از هر دوره تاریخی دیگری به اعتماد مردم، مردم غیرمتمدنی نسبت به هویت ملی و تمامیت کشورشان نیاز دارند، میبینیم که به ویژگیهای مورد نیاز به نیازهای ضدتوسعهای، اولویتهای غیرمتعارف انسانها میدهند، نسبت به ویژگیهایی که به آن نیاز دارند. است. وی اظهار کرد: بحران فاجعهآمیز در تشخیص قدرت، یک ملاحظات معرفتی و یک ملاحظات منفعتی دارد. یعنی میتوان یک گروه را در داخل یا خارج از کشور انتخاب کرد و در شرایطی که برای تامین نیاز مورد نیاز برای غذای مردم، داروی مردم و مواد اولیه تولید میرسانند، استفاده نمیشود. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید میکند: معنای این موضوع آن است که کسانی که به عنوان مثال نظام آموزش عالی ما تربیت کردهاند و باید بیایند در سرنوشت اقتصادی کشور مشارکت کنند، این آمیزه جهل و فساد و احیانا وابستگی، تمام فرصتهای شغلی این جوانها را دودستی تقدیم میکند که در خارج از کشور قرار دارد و طنز تلخ این است که در خارج از کشور به این موضوع تبدیل شده است. میگیرند. مومنی داد: کلید بحث آقای کتاب اقای راهداری و در کل مطالبی که اشاره کرد این است که اگر شما روش علمی را برگزینید ادامه دهید، این موضوع در تفسیر علم قرار دارد و شما هم میتوانید سازوکارهایی را انجام دهید که جلو فریب، دروغ، دستکاری واقعی و معرفی نمونههای بدلی به جای نمونههای واقعی گرفته شود. سازوکارهایی را میسازیم که بالاترین سطح را به اشتراک بگذارند برای افشاگری درباره دروغگوها و فاسدها را میبینیم، نه اینکه برعکس باشد و هرکی که داده شود، سرخوردهتر شود. این کارشناس اقتصادی گفت: کلید بحث این است که اینها همه در تسخیر علم قرار دارد و در هنگام منازعه هژمونیک بین قدرتهای بزرگ، موضوع مداخله در مقدرات ایران، درباره یک موضوع واقعی در طول تاریخ ۲ سال گذشته است و شما میبینید که یکدفعه ذهنیتی رواج دارد، میتواند به نوعی باشد که رنگولعاب به اصطلاح و مترقی، همسان باشد. مساوی با شیوه تفکر «داییجان ناپلون» در نظر میگیرد و به نام «توطئهاندیشی» میکند. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: این در چه شرایطی است؟ در شرایطی که متجاوزانه به ایران است، ما را به صورت غیرانسانی میگویند، برنامههایی را برای فروپاشی شما میگویند و به دروغ میگویند که مشکل ما با حکومت ایران است، اما تمام تحریمها و بمبهایی که به ایران تحمیل میکنند را به شکلهای غیرانسانیتر میسازند، مردم را مستقیماً هدف قرار میدهند. مومنی تصریح کرد:، اما چون آنها از یک امپریالیسم رسانههای حاضر هستند، میتوانند آن دروغ را پرتار و خیلی آشکار کنند و میگویند کسی که درباره وجود توطئه داشته باشد، میتواند چنین باشد، این واقعاً یک موضوع عجیب است که ما با آن روبهرو هستیم. یعنی بدیهیترین مشاهدههای عینی را هم انکار میکنند و میگویند اصلا دنیای ما، دنیای وابستگی متقابل است و اصلاً موضوع سلطه و سلطه گری و سلطه پذیری در آن موضوع نیست. هیچ خدمتی بالاتر از «آموزش اندیشیدن» به انسانها نیست وی افزود: وقتی که ما در عین حال که میکشیم از اینکه چقدر نظام ادارات رسانهای ما با آموزش فاصلهدار است، بزرگترین رحمتهای خداوند را طلب میکند که نثار روح شهید بهشتی میکند که میگفت اگر میتوانم خدمتی به انسانها بکنم، هیچ خدمتی به اندازه «آموزش اندیشیدن» نزد خداوند پیدا نمیکند. این هم یک تصور از دین و در حالی که چیزهای دیگری را هم داریم که شما خود را به طور روزمره مشاهده میکنید. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: شهید بهشتی با استناد به قرآن میگوید که مخاطب پیام قرآن فقط مسلمانها مردم هستند، این حق از آنِ مطلق ناس (همه) است. یعنی همه انسانها در همه زمانها و همه مکانها از دیدگاه خداوند میشوند و انسان آزاد است و آزاد میشود و هر قدر که دنیا به سمت پیچیدگی بیشتر میرود، نیاز به آموزشها درباره درستاندیشیدن بیشتر میشود و با استناد به متون اسلامی میگوید که هیچ خدمتی به انسانها در تربیت درست فکر نمیکند. شما ببینید که ما توسط چه کسانی و با اندیشه چه کسی انقلابمان پیروز شد و الان چه خبر است. این کارشناس اقتصادی گفت: حدود ۴۰ سال پیش انتشارات رسا یک کتاب منتشر کرد. خیلی خارقالعاده بود. عنوان کتاب این بود: «هیچکس باور نمیکند». در آن کتاب، این امپریالیسم خبری و نظام سلطه بینالمللی که مافیاها و الیگارشها هم میکنند عوامل داخلی آنها هستند، ما را نسبت به پدیدههای توطئه غیرحساس میکنند و میگویند که اگر کسی توطئه را در مناسبات بشری در سراسر جهان انکار بکند، اوست که باید مشاعرش کند به چالش کشیده شود. یعنی انقدر این موضوع بدیهی و مسلم است. وی افزود: این ماجرایی است که از حالت مطلقه به توطئهاندیشی، معنایش این نیست که تو به نام توطئه را منکر بشوی میدانیم. معنایش این است که حواست را جمع کند که آنهایی را که این کار را انجام میدهد، عنوان برچسب توطئهاندیشی، ما را به سمت مطلقانگاری نبرند. توطئه را باید پذیرفت و تو در برابرش مصلوبالاختیار و بیاراده نبود. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد مشخص کرد: در طول تاریخ بشر از این زاویه همیشه به ما تذکر داده شده است که نسبت به جعل و دستکاری و ارائه نمونههای بدلی حساس باشد. این رویداد در عصر انفجار اطلاعات بیشتر میشود؛ بنابراین آموزش دادن جامعه در این زمینه، جزوه حیاتیترین حقوق انسانی انسانهاست. مثلاً هزار سال پیش و بلکه خیلی بیشتر، ائمه ما طرفداران خود را از جدی گرفتن احادیث و روایات مجعول، برحذر میداشتند. مومنی نظران کرد: مطمئن در مورد نظر معین، چه در ساحت علم، چه در ساحت دین و چه در ساحت اداره جامعه، همیشه یک موضوع قطعی و یقینی بوده است. به عنوان مثال زندهیاد علامه امینی در کتاب درخشان «الغدیر» و در جلد پنجم، ۳۵ راوی حدیثهای جعلی را معرفی میکند و بهدقت تعداد روایتهای جعلی و دروغینی را که آنها در حمایت از معین ساختهاند، ذکر میکنند. این موضوع در تاریخ اسلام و همه ادیان معتبر بوده است. چراکه منظور خاص اقتضا میکند که این واقعیتها واژگونهسازی میشوند. این همان تعبیر حضرت علی بن ابیطالب (ع) است که دین را به «پوستین وارونه» میسازند. این کارشناس اقتصادی گفت: بسیار جالب است که حتی در دورهای که نه انقلاب صنعتی رخ داده بود، نه عصر انفجار اطلاعات بود و نه حتی ماشین چاپ اختراع شده بود. از این زاویه، در کتاب خانم ماریانا مازوتو با عنوان «همه چیز» (با ترجمه آقای احمد سی و همکارانشان منتشر شده)، توضیح داده شده است که یکی از مهمترین فلسفههای جدی گرفته شده در اقتصاد است، این بود که «غیرمولد» وجود داشت، در میان اعضای خانواده. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: خانم مازوکاتو تاکید میکند از زمان پیدایش نظریه «طلبیت نهایی»، اذهان از اینکه یک فعالیت مولد یا خیر است، به حاشیه رفت و خاطرهها بهشدت افول کرد و همه چیز روی «قیمت» گذاشته شد. مومنی در ادامه گفت: او میگوید که این همه افراطی روی قیمت گذاشته شده و بازی با قیمتها بهصورت محوری، فلسفهاش خلط تمایز میان «سود» و «رانت» است. در این مهم، تنها تمرکز در اقتصاد قیمت، مانند نقابی است که مرز بین ارزشآفرینیهای ایجاد شده بر استثمار، تخریب محیطزیست، بیکیفیت کردن زندگی و منابع نابودی و ذخایر را میپوشاند. پراکه مسائل کمیابی را به قیمت میسپاریم و در نتیجه، از استثمار و نابودی حقوق عمومی «قباحتزدایی» میشود. این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: حال میتوانیم به تصمیمگیریهای اساسی کشور بپردازم از صد کانال به شما بگویم که مسیر صحیح را گم کردهاید و با کمال تاسف فایدهای ندارد. آیا این تذکرات میتوانند در آنها محل تامل ایجاد کنند؟ رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: جوزف شومپیتر در کتاب «کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسی» میگوید که از سرآغاز دومین موج انقلاب صنعتی، در صحنه واقعی دنیا، «قیمت» تعیینکننده مزیت رقابتی نیست، بلکه «کیفیت» تعیین کننده عنصر است. مومنی اظهار کرد:، اما الان در ربع دوم قرن بیست ویکم، بخش اعظم قاعدههای ما بهگونهای است که کیفیت را به نحوی که میزان بهرهوری تولید کشور و توانمندیهای فناورانه است، حذف کرده و میخواهد مزیتهای دوپینگی، استثماری و ضدتوسعه را در کشور خارج کند. به اسم موجود غیرنفتی، از طریق استثمار انسانها، حقوق حقه کار و نادیده را دریافت نمیکند. تعبیر این است که به اسم مزیت رقابتی بر قیمت، اینها «فقر فروشی»، «محیطزیست فروشی» و «آیندهفروشی» میشوند و از این وضعیت شادمان هم هستند. شرمندگی درباره سیاستهایی که این سرنوشت را به اقتصاد ما تحمیل کرده، حیاتیتر است وی تاکید میکند: غرض اینکه این مسئله را دارید، وقتی ذهن شما را معطوف به حیطه میکند، در عمل شما را محروم میکند از اینکه حیطههای دیگران را میبینید. چرا ما الان به پدیده نفوذ اینقدر چشممان ترسیده و ضربههای هولناکهایم؟ به این دلیل که ذهن نظامهایی که باید به نفوذهای بر سلطه بیگانگان استوار باشند، به اسم ترس از نفوذ، برخی توجیه کردند که به جان دلسوزترین متفکران و ایراندوستان بیفتید و بلاهای عجیب و غریب بر سر آنها بیاورید. وقتی تمام ذهنت را معطوف به آن کردی، از کانون اصلی باز میمانی؛ این را به آن «قدرت تشخیص» میگویند. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: این قدرت تشخیص، یک وجه فردی دارد و یک وجه جمعی. آموزشهای عمومی باید قدرت تشخیص را برجسته کند که محیط زیست ما و معیشت مردم را به مخاطره میاندازد. شما دیدید که چند هفته پیش دولت گفت: ما منع امنیت داریم که در سال ۱۱۰۴ صحبت کنیم. این کارشناس اقتصادی مشخص کرد: خطاب بهعزیانی است که با نهایت حسن نیت چنین تصمیمی گرفته میشود میگویم کارنامه سیاست حذف میخواهد تصمیم بگیرد، جهشهای پرشمار ارزآوری و خصوصیسازیهای غارتی و نابرابرساز، آنقدر ارزشگذاریهای غارتی و نابرابر، آنقدر ضعیف آفریده است که شما از ذکر و رقم شرمندهاید، شرمندگی خوبی درباره آن سیاستهای ما را به آنها میرساند. وی بیان کرد: بحث سر این است که اگر ما قدرت تشخیص عالمانه داشته باشیم، میتوانیم نجات پیدا کنیم. وگرنه میآلت دست اولیگارشها و مافیاها در داخل، و قدرتهای ستیزهجو و تجاوزگر در خارج میشوند. بارها به کرات دیدهشدهاند که این متجاوز، وقتی در اثر سیاستهای فقرزا کار به استخوان مردم رسیده است، برنامه تجاوزش را جلو انداخته است. به این حرفهای عاریانی میشود، ولیکن آنهایی که باید ببینند و بشنوند، حواسشان معطوف به چیزهای دیگری است. چند درصد مردم میتوانند جت شخصی بخرند و چند درصد به دلیل نداشتن پول کرایه وسایل نقلیه عمومی در عذابند؟! رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: وظیفه اهل علم و رسانههای باشرف، حقیقتخواه و عدالتطلب است که به اینها گوشزد میکند که اگر تعداد جمعیت فقرا به حدی رسیده باشد که خیلی خجالت دارد، سیاستهایی را متوقف کند که این سرنوشت را به ما تحمیل کرده است، حیاتیتر است. ببینید، این ماجرا است که در این «جنگ روایتها»، همانقدر که روایت است، جنگ بر سر هدف هم هست. شما نگاه کنید یکدفعه آقایی میآید میگوید مردم میخواهند زندگی کنند. خب بخیلش و بر منکرش لعنت! اما آن مردمی که تو میگویی، بر اساس استنتاجهایی که بعد از این عبارت درست میکنی، چند درصد از جمعیت این کشور هستند؟ و آن مردمی که اصلاً حرف زده نمیشود، چند درصد جمعیت هستند؟ مومنی تاکید کرد: ما در مملکتی زندگی میکنیم که مناسبات رانتی، عدم شفافیت، دروغپراکنی، مخاطب کردن و دادن آدرسهای اشتباه مرتبط است. تمام این فریبکاریها هم با یک ظاهر دلنشین و با تعابیر بسیار محترمانهای صورت میپذیرد. وی گفت: در دولت مرحوم رئیسی، یکی از مقامات آن دولت با افتخار اعلام کرد که ما میتوانیم خرید و فروش جت شخصی آزاد را انجام دهیم و در مقام توجیه گفته شده مردم را از این ترافیک خیلی آزردهخاطرند ببینیم؛ بنابراین باید آنها فرصتهایی داشته باشند که جت شخصی را بخرند و با پرواز از این ترافیک عبور کنند. واقعاً بخشی از مردم که مورد نظر آن شخص از طریق خرید جت شخصی کارشان راه میافتد، نظری نیست. اما ببینیم آن میزان مردمی که با خرید جت شخصی آرامش پیدا میکنند چند درصد جمعیت جامعه هستند و آن مردمی که به خاطر نداشتن پول کرایه وسایل نقلیه عمومی در عذابند، چند درصد هستند؟ نظام مدیریت پولی ایران رهاشدهترین نظام پولی دنیاست مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: همه نگران مردم و تمام قاعدهگذاریها و مجوزهای هم چنین هستند، اما چرا این شرمآور تلقی نمیشود که در سال ۲۰۱۹، گزارش رقابتپذیری جهانی که WEF (مجمع جهانی اقتصاد) را منتشر کند، میکند، میگوید سیستم ایران از تنظیمکنندهها، رتبههایی را که در جهان میتواند داشته باشد، میکند. ما بارها نشان دادیم که برآیند این وضعیت چیست. یعنی اگر بخواهی یک وام چند میلیون تومانی بگیری، باید مدارک زیادی را ارائه دهی و ضامن به همراه باشی، اما اما وامهای چند هزار میلیارد تومانی، طبق گزارشهای پژوهشهای مجلسی که از پیشتر خواندهام، بدون وثیقه و با بهرهبرداری از صفر به افراد حقیقی و حقوقی خاص داده میشوند. مومنی گفت: وقتی مجمع جهانی اقتصاد میگوید نظام مدیریت پولی ایران رهاشدهترین نظام پولی دنیاست، من میپرسم چرا عزیزان از این وضعیت احساس شرم نمیکنند؟ چگونه میشود که شما این رهاشدگی را ایجاد میکنید، در حالی که ما را تولید میکنند و مردم را عامه میکنند زیر آوار فشارهای رباخوارها در حال له هستند. وی تاکید کرد: تکاندهنده رهاشدگی پول رخ داده است، آن هم در شرایطی که در قرآن بالاترین نسبت به این موضوع ربا است. میشود شمایی که اینقدر نگران ارزشها هستید، به سلطه هیچ واکنشی نشان نمیدهد و حتی در شرایطی که فقط خدا میداند به آدم چه حالی دست میدهد با لباسهای افراد میدادند و میگفتند که فلان موضوع از این موضوع مهم است و آبی هم از آب تکان میخورد. نصف جمعیت ایران حتی یک بار هم موفق نمیشود از سیستم بانکی دریافت کنند رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: خداوند به ما اسلام شناسان بزرگی داده است، اما صلاح ندانستند در این زمینه صحبت میکنند که آیا واقعاً قرآن منطقی است که آن رفتار جزئی ظاهری دارد، از سیطره مناسبات رانتی در اقتصاد با آن عواقبی که قرآن توضیح میدهد و شهید بهشتی تفسیر کرده، مهمتر است؟ مومنی افزود: در گزارشی از بازار پول که به گزارش گواه ۲۰۱۹ مجمع جهانی اقتصاد رها شدهاست و رتبه آخر را تا میخواهد کوچکترین اصلاح انجام دهی داشته باشد، میگویند مردم میترسند و نقدینگی خود را از بانکها بیرون میکشند. من میگویم این مردمی که شما اینقدر برایشان دل میسوزانید چه کسانی هستند؟ گزارشهای رسمی میگوید ۵۰ درصد از کل جمعیت ایران در تمام طول عمرشان حتی یک بار هم موفق نمیشوند تسهیلات یا اعتباری، و بسیار اندک از سیستم بانکی دریافت کنند. درباره نقدینگی خط غلط میدهند وی هشدار داد که اینها روی موضوع نقدینگی آدرس غلط میدهند، در حالی که تمام احکام تئوریهای اقتصادی درباره نقدینگی منوط به این است که نقدینگی میان بازیگران اقتصادی مناسب باشد. گزارشهای رسمی نشان میدهند از کل سپردههای بلندمدت که تقریباً سهچهارم کل نقدینگی را در بر میگیرند تنها یک درصد از سپردهگذاران صاحب ۷۴ درصد منابع هستند و من گمان نمیکنم در هیچ عرصهای از عرصههای حیات جمعی ایران، این شدت از نابرابری ناموجه، ظالمانه و مخرب سابقه دار باشد. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: اگر آثار متفکران بزرگ و صاحبصلاحیت مانند کتاب «تاریخنگاری اقتصاد ایران در دوره ۱۳۴۰ تا ۱۴۰۰» اثر دکتر شاکری را بخوانید. با اسناد رسمی نشان میدهد وقتی بانکهای خصوصی شکل، سوداگری روی حیاتیترین نیازهای انسان و کشور به اوج رسید و کشور را تا مرز فروپاشی پیش برد. مومنی ادامه: سوداگری روی آرزو، سکه، زمین و مسکن توسعه یافت و اعتنا و سیستم بانکی برای پوشش نیازهای تولید به سمت صفر درصد میل کرد و این در حالی است که بر اساس موازین اسلامی و منطق بازدهی، محصولاتی را تولید میکنند که به رباخواران پرداخت میکنند در سالها از ۳۰ درصد کل هزینههایشان فراتر میرود. صورتهای بانکهای مالی در بورس نشان میدهد بخش عمده سود آنها متکی بر سوداگری روی طلا و ارز است. این کارشناس اقتصادی مشخص کرد: بانک مرکزی به عنوان یک نهاد حاکمیتی که رئیس آن در دهها مرکز تصمیم گیری کلیدی حضور دارد، به جای تثبیت ارزش پول ملی و کنترل تورم، خودش وارد گود سوداگری شده و درآمدهای چند ده هزار تومانی از محل سوداگری سکه و دلار میکند. وقتی سیاستگذاری خودش اینکاره شده است، دیگر توان و اعتبار بانکهای خصوصی را ندارد و در بورس نشان میدهد بخش عمده سودآوری آنها هیچ ربطی به عملیات بانکداری ندارد، بلکه متکی بر سوداگری روی طلا و ارز است. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: وقتی نظام بانکی، ارزش بانک مرکزی را نه در کنترل تورم، بلکه در میزان پولی که از محل سوداگری به خزانه دولت میریزد تعریف میکند، نتیجهاش همین رهاشدگی مطلق در بازار پول میشود. در حالی که قرآن بالاترین انذارها را نسبت به مناسبات ربوی داده و ریشه همه این مسائل در ضعف قوه تشخیص سیاستگذاران است که میدان را برای تاختوتاز مافیاها باز کرده و ملی را به حاشیه رانده است. مومنی توضیح داد: در علم اقتصاد قاعده این است که اگر سیاستی پس از اجرای معکوس داد، باید شود. اما اینجا سیاستی را صد بار آزمودهاند و شکستهاند، با این حال بر تداوم آن عصرار دارند. از طرفی نسبت به فساد همرسانیشده و بحثها را صرفاً روی واژهها میکنند که آیا «سیمیک» است یا خیر. وجود فساد را همه قبول دارند. چرا چارهای نمیاندیشید؟ وی توضیح کرد: اصل وجود فساد را که همه قبول دارند. پس چرا چارهای نمیاندیشید؟ بودجهها و برنامهها با فرض «فساد صفر» نوشته میشوند، در حالی که همه میدانند در بستر عدم شفافیت، تخصیص منابع به ضد خود تبدیل میشوند. همانطور که در کتاب «تاریخ تمدن» آمده، تمام تمدنها بدون استثنا در اثر پوسیدگی ناشی از فساد درونی فروپاشیدهاند. رئیس مؤسسه مطالعاتی ادامه داد: علاوه بر ربا و فساد، نسبت به تولید کشور در زمینه دینآوری و افزایش هزینههای اقتصادی پرداخته میشود. اخیراً در گزارشی دیدم که در دو – سه سال اخیر، سهم کالاهای واسطهای در کشور به نوع غیرمتعارفی بالا رفته است. این امر در نگاه ممکن است نشان دهد که رونق تولید به نظر برسد، اما گزارشهای پایش محیط کسبوکار و نشان میدهد که از تواناییهای تولیدی به کمترین میزان در دهههای اخیر انجام شده است. تناقض اینجاست که آنچه به اسم کالای واسطههای وارد میشود، انجام قطعات منفصله (CKD) برای مونتاژکاریها است؛ یعنی صنعت کشور را به چند دهه عقب برگرداندهاند و به سرهمبندی تقلیل دادهاند. مومنی گفت: بد را با من از آمار لاپوشانی میسازند، درباره نابرابریهای بیسابقه سکوت میشود و با وابستگی ورودی انتشار مونتاژکاری از عمق فاجعه کشفزدایی صورت میگیرد. اما در برابر این مسائل حیاتی وجود ندارد و توجه به امور رسانه فرعی معطوف است و هر چند وقت یک بار فضاسازی راه میاندازند، گروههای ذینفع منتفع میشوند و هزینههایشان با سیاستهای انقباضی و تورمی روی دوش فرودستان و تولیدکنندگان میافتد. وی تاکید کرد: اگر قرار باشد کشوری نجات یابد، تکیهگاه اصلی تصمیمگیری باید بر دوش داناییان و اهل خرد قرار گیرد. نمیتوانم از یک طرف ادعای دعوت از نخبگان را داشته باشم و از دیگر دسترسیهای آنها به دادههای آماری را مسدود کند. چرا باید آمار طبقه بندی شود؟ رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: مرحوم علی رضاقلی در کتاب «اندیشه بیخانمان» نکات بسیار راهگشایی مطرح شده است. فیلسوفان علم میگویند علم چهار رکن دارد و اگر دو رکن آن وارداتی و تقلیدی شود، باید فاتحه علم را در آن جامعه خواند. آن دو رکن، یکی «مسئله» و دیگری «نقد» است. اگر در کشوری بیشتر بر دانش، موضوعات و نقدها هم ترجمههای و وارداتی باشند، نهال علم هرگز در آن سرزمین ثمر نخواهد داد. مومنی هشدار: پنهانکاری دادهها و محرومیتهای دانشگاهیان و بررسیها از دادههای حیاتی تحقیقاتی است که از دهه هفتاد و هفتاد سال گذشته در سال ۱۳ بهانه از جامعه بر بانک مرکزی و سایر نهادها حاکم شده است. اگر بنا بر این است، پس در دانشگاهها را ببندید چراکه نمیشود دانشجو تربیت کرد، اما مسیر دسترسی او به اطلاعات را بسته و او را به سمت مهاجرت سوق داد. وی در پایان گفت: اثر ارزشمند دکتر مراد راهداری با عنوان «روششناسی و مبانی نقد در اندیشهها و تحلیل رخدادهای اقتصادی»، گامی مهم در جهت روشن نگه داشتن چراغ تفکر انتقادی است. در دورهای که به دلیل سیاستهای تورمی و افت تیراژ کتابها به ارقامی مانند ۱۰۰ نسخه، هیچ جایزه مادی برای پژوهشگر باقی نمیماند، کار کسانی که عمر خود را پای اندیشه میگذارند، مصداق واقعی جهاد فیسبیلالله است.
فرشاد مومنی: اقتصاد ایران مسیر را برای یکهتازی مافیا هموار کرده است!
فرشاد مومنی - رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد - در نشستی با عنوان جنگ «روایتها؛ کاوشی در سازوکارهای مهندسی اندیشهها و واقعیتها» میگوید: جنگ روایتها در زمینه مهندسی اندیشهها و واقعیتهای اقتصادی، به انتشار یک مجموعه سهجلدی با عنوان «روششناسی و…
wetosadmin
18 دقیقه مطالعه
کد خبر: 16,604
نویسنده
wetosadmin
ادامه این پرونده