فرارو- اخیرا فیلم «آدمکشها» به کارگردانی هور جینهو در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو اکران شد و نخستین نمایش جهانی خود را در این جشنواره تجربه کرد. به گزارش فرارو، داستان این فیلم به یکی از پرابهامترین حوادث سیاسی کره جنوبی در سال ۱۹۷۴ بازمیگردد. سوءقصد به پارک چونگهی که در جریان آن یوک یونگسو بانوی اول کره جنوبی و یک دانشآموز کشته شدند. با این حال کارگردان اما به بازسازی صرف این حادثه علاقه ندارد و خیلی زود سؤال مهمتری را پیش میکشد: آیا روایت رسمی، تمام حقیقت را درباره آنچه در آن روز اتفاق افتاد گفته است؟ فیلم سینمایی «آدمکشها» از همان ابتدا روی تناقضها بنا میشود. تعداد گلولههای شلیکشده با مهمات اسلحه مظنون اصلی همخوانی ندارد و همین جزئیات کوچک، پروندهای را که ظاهراً باید بسته شده باشد، دوباره باز میکند. از اینجا به بعد فیلم از یک درام تاریخی فاصله میگیرد و وارد قلمرو تریلرهای سیاسی و معمایی میشود. در اینجا هر سند میتواند روایت قبلی را تغییر دهد و هر پاسخ یک سؤال تازهای به وجود بیاورد. نقطه قوت «آدمکشها» این است که کارگردان قهرمانانش را به جای میدان نبرد، پشت میزهای روزنامه و اتاقهای بازجویی قرار میدهد. شخصیتها برای رسیدن به حقیقت اسلحهای در دست ندارند؛ گزارشها را بررسی میکنند، سراغ شاهدان میروند، اسناد را کنار هم میگذارند و تناقضهای موجود در روایت رسمی را دنبال میکنند. همین فرآیند به موتور اصلی تعلیق فیلم تبدیل میشود. پارک ههایل در نقش جائههوان، روزنامهنگار باسابقه، یکی از مهمترین شخصیتهای فیلم است. او برخلاف قهرمانهای کلاسیک تریلرهای سیاسی، شخصیتی شکستناپذیر نیست. خسته است، فشار را احساس میکند و میداند ادامه تحقیقات میتواند برای خودش و روزنامه هزینه داشته باشد. اما نمیتواند از کنار تناقضهای پرونده عبور کند. لی مینهو؛ دور از تصویر همیشگی در میان این سه شخصیت، حضور لی مینهو شاید بیش از همه توجه مخاطب را جلب کند. علاقهمندان به سریالهای کرهای او را در سریالهای «پسران برتر از گل» و «وارثان» به خاطر دارند. او در نقش هان یونگایل، خبرنگاری جوان و تازهکار یکی از متفاوتترین نقشهای سالهای اخیرش را تجربه کرده است. بازیگری که بخش بزرگی از شهرتش را با نقشهای عاشقانه و شخصیتهای جوان، ثروتمند و کاریزماتیک به دست آورده، این بار وارد فضای خشک و پرتنش روزنامهنگاری سیاسی شده است. یونگایل در ابتدای فیلم هنوز خبرنگاری باتجربه نیست. او بیشتر شاهد ماجراست تا کسی که بتواند آن را تحلیل کند. اما اتفاقات و تناقضهایی که بعد از آن آشکار میشوند یونگ ایل را به سمت تحقیق بیشتر میکشانند. جذابیت شخصیت در همین تغییر تدریجی است. این خبرنگار ابتدا فقط مأمور پوشش یک مراسم است اما کمکم متوجه میشود با پروندهای روبهرو شده که پای نهادهای قدرتمند به آن باز است. لی مینهو نیز در این مسیر تلاش نمیکند با تکیه بر شهرتش شخصیت را به مرکز مطلق فیلم تبدیل کند. در کنار پارک ههایل و یو ههجین، او باید جایگاه خودش را پیدا کند و همین باعث شده بازیاش کنترلشدهتر باشد. «آدمکشها» شاید هنوز نتواند این نقش را به نقطه عطف قطعی کارنامه او تبدیل کند، اما انتخاب چنین شخصیتی نشان میدهد لی مینهو دستکم در حال امتحان کردن مسیرهایی متفاوت از تصویری است که سالها با آن شناخته شده است. داستان برای ساختن تعلیق، وابستگی چندانی به اکشن ندارد. بخش مهمی از هیجان فیلم از گفتوگوها، بازجوییها، گزارشها و کشف تدریجی اطلاعات بیرون میآید. یک سند، یک شهادت متناقض یا حتی یک گلوله گمشده میتواند مسیر داستان را تغییر دهد. به همین دلیل فیلم در بسیاری از لحظات به تریلرهای سیاسی کلاسیک مانند «جیافکی» و «همه مردان رئیسجمهور» نزدیک میشود. وقتی روایت رسمی زیر سوال میرود این رویکرد البته بدون هزینه نیست. فیلمنامه هرچه جلوتر میرود، اطلاعات، شخصیتها و خطوط داستانی بیشتری وارد میکند و همین مسئله گاهی باعث میشود فیلم بیش از اندازه متراکم شود. برخی منتقدان نیز به همین پیچیدگی فیلمنامه اشاره کردهاند؛. هرچند ریتم مناسب و تمرکز بر سه شخصیت اصلی اجازه نمیدهد روایت برای مدت طولانی از مسیر اصلی خارج شود. با وجود این، جذابیت اصلی «آدمکشها» در خود پاسخ نیست؛ در مسیری است که برای رسیدن به پاسخ طی میشود. در واقع کارگردان فیلمی ساخته درباره روزنامهنگارانی که حاضر نیستند یک روایت رسمی را صرفا به این دلیل که از سوی مقامات ارائه شده، بپذیرند. در اینجا حقیقت چیزی آماده و در دسترس نیست و باید از میان گزارشهای ناقص، شهادتهای متناقض و فشارهای سیاسی بیرون کشیده شود. همین نگاه باعث شده «آدمکشها» بیشتر از یک فیلم درباره یک سوءقصد تاریخی، فیلمی درباره قدرت روایت باشد. چه کسی تصمیم میگیرد مردم چه چیزی را بدانند؟ چه اتفاقی برای روزنامهنگاری میافتد که حاضر نیست از پرسیدن سؤالهای ناخوشایند دست بکشد؟ و وقتی یک سیستم نمیخواهد پروندهای دوباره باز شود، چه کسی باید هزینه پیگیری حقیقت را بپردازد؟ در نهایت، این فیلم اثری که نقاط قوتش بیشتر از جنس فضا، تعلیق و شخصیتپردازی است تا پاسخ دادن به تمام پرسشها. فیلم گاهی در پیچیدگیهای خودش گرفتار میشود و بعضی بخشها میتوانستند جمعوجورتر روایت شوند، اما سه بازیگر اصلی، بهخصوص لی مینهو در نقشی متفاوت، به داستان انرژی میدهند. «آدمکشها» قرار نیست پرونده سال ۱۹۷۴ را برای همیشه ببندد؛ اتفاقاً ارزش فیلم در این است که دوباره آن را باز میکند و مخاطب را با همان پرسش آزاردهنده روبهرو میگذارد: وقتی روایت رسمی با شواهد موجود جور درنمیآید، حقیقت دقیقاً کجاست؟
نقد فیلم کرهای «آدمکشها»؛ خداحافظی لی مینهو با پسر پولدارهای عاشقپیشه
فرارو- اخیرا فیلم «آدمکشها» به کارگردانی هور جینهو در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو اکران شد و نخستین نمایش جهانی خود را در این جشنواره تجربه کرد. به گزارش فرارو، داستان این فیلم به یکی از پرابهامترین حوادث سیاسی کره جنوبی در سال…
wetosadmin
5 دقیقه مطالعه
کد خبر: 11,644
نویسنده